2-3-4 فواید هوش تجاری31
2-3-5 فازهای پیادهسازی هوش تجاری31
2-3-6 فاکتورهای اصلی موفقیت پروژههای هوش تجاری34
2-3-7 چالشهای هوش تجاری35
2-3-8 کاربرد هوش تجاری در سیستم مدیریت دانش35
2-4 متن کاوی و دادهکاوی 38
2-4-1 خوشه‌بندی42
2-4-2 دسته‌بندی43
2-4-3 کاربرد متنکاوی در طراحی سیستم مدیریت دانش44
2-5 جمعبندی45
فصل سوم روش شناسی تحقیق46
3-1 مقدمه47
3-2 متدولوژی CRISP48
3-1-1 شناخت کسب‌وکار و جمعآوری داده48
3-1-2 آمادهسازی دادهها50

3-1-3 مدلسازی50
3-1-4 مرحله چهارم، ارزیابی51
3-1-5 توسعه51
3-2 متدولوژی حلزونی52
3-3 جمعبندی55
فصل چهارم اجرای تحقیق56
4-1 مقدمه57
4-2 نرمافزار و محیط پیادهسازی57
4-3 پیاده‌سازی چارچوب اجرای پروژه58
4-3-1 پیادهسازی مرحله اول، شناخت کسب‌وکار و جمعآوری داده58
4-3-2 پیادهسازی مرحله دوم، آمادهسازی دادهها58
4-3-3 پیادهسازی مرحله سوم، مدلسازی59
4-3-4 پیادهسازی مرحله چهارم، ارزیابی61
4-3-5 مرحله پنجم، توسعه61
4-4 جمعبندی63
فصل پنجم نتیجه گیری و پیشنهاد برای تحقیقات آتی64
5-1 مقدمه65
5-2 خلاصه تحقیق65
5-3 نتایج کاربردی تحقیق66
5-4 نوآوری‌های تحقیق57
5-5 محدودیتهای تحقیق67
5-6 پیشنهاد برای تحقیقات آتی67
فهرست مراجع68
فهرست جدولها صفحه
جدول1-1: مقایسه انواع استراتژیهای مدیریت اکتساب دانش 12
فهرست شکلها صفحه
شکل 2-1 مدل مدیریت دانش بویست16
شکل 2-2 مدیریت دانش هویت17
شکل 2-3 مدل مدیریت دانش شش بعدی17
شکل 2-4 مدل مدیریت دانش هالس20
شکل 2-5 مدل مدیریت دانش نوناکا23
شکل 2-6 مفهوم هوش تجاری 25
شکل 2-7 چارچوب هوش تجاری28
شکل 2-8 مراحل پیادهسازی هوش تجاری33
شکل 2-9 فرایند کشف دانش39
شکل 3-1 مدل حلزونی52
شکل 3-2 مدل فرایند تحقیق55
شکل 4-1 نمودار گرافیکی حاصل از انجام عملیات نگاشت61
شکل 4-2 شمایی از نرمافزار ارائه شده62
فهرست علائم و نشانهها صفحه
ETLExtract, Translate, LoadCRMCustomer Relationship ManagementDMData MiningOLAPOnLine Analytical ProcessingBIBusiness IntelligenceCRISPCross-Industry Standard Process for Data MiningAHPAgglomerative hierarchical method
1- فصل اول
کلیات تحقیق
1-1 مقدمه
اهمیت مقوله دانش در دهههای اخیر رشد روزافزونی داشته است که این امر ناشی از تمرکز بر دانش به عنوان یکی از منابع استراتژیک سازمان میباشد. امروزه سازمانها یکی از راههای تمایز خود از سازمانهای دیگر را در افزایش میزان دانش بنیانی سازمانی خود جستجو میکنند تا بتوانند از طریق آن به سطوح بالاتری از کارایی و نوآوری دست یابند. توانایی سازمانها در یکپارچه سازی و هماهنگ نمودن دانش به عنوان یکی از راههای دستیابی و حفظ مزیتهای رقابتی تلقی میگردد. در این پروژه با بهره گیری از تکنیکهای هوش تجاری از قبیل متن کاوی دانش سازمانی در مرحله اول ذخیره شده و سپس با استفاده از الگوریتم ژنتیک دانش جدیدی را به پایگاه داده افزوده ایم. در نهایت کل پروژه را در قالب یک نرم افزار کامپیوتری که قابل نصب بر روی تمام سیستمهای کامپیوتری است، ارائه میدهیم.

1-2 اهداف تحقیق
حفظ و نگهداری کارمندان با تجربه در هر سازمانی یکی از چالشهای اساسی در واحد نیروی انسانی به شمار میرود که با توجه به سابقه آنها و میزان کاراییشان با مشکلاتی همراه است. آنچه که در این میان بیشتر نمود پیدا میکند دانش و تجربهای است که هر کارمند هنگام خروج از سازمان با خود از سازمان خارج میکند. این تحقیق در راستای ایجاد سیستمی برای ثبت و بهرهگیری از این دانش در تمام قسمتهای یک سازمان خدماتی یا تولیدی قدم بر میدارد. ایجاد دانش جدید از دانش موجود یک ایده محوری میباشد که این تحقیق در پی رسیدن به آن است.
1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق
ضرورت این تحقیق با پیشرفت سریع رقابت بین سازمانها مرتبط است. دانش در سازمانهای امروزی به عنوان یکی از عوامل کلیدی موفقیت1 سازمانها تلقی میگردد. به همین جهت مدیریت دانش در سازمانها از اهمیتی ویژه برخوردار گردیده است. سازمانها در دنیای رقابتی امروز تلاش میکنند از بهترین متخصصان و کارمندان برای انجام پروژههای خود بهره جویند. ارزش افرینی برای هر سازمان توسط متخصصان آن شرکت یا سازمان انجام میگیرد. که در این میان نیاز به روش یا سیستمی هست که بتواند تجربیات ارزشمند آنها را در حین کار یا در زمان رویارویی با مشتری ثبت کرده و در کل سازمان برای دیگر کارمندان نیز به اشتراک بگذارد.
توانایی پاسخ سریع و موثر به تغییرات نیازهای مشتریان، نیازمند اتخاذ تصمیمات سریع مدیریتی است که بدون بررسی و تحلیل دقیق دادهها و اطلاعات رخ نخواهد داد، از طرفی بررسی همهی دادهها وقتگیر است و با پاسخ سریع به نیازها مغایرت دارد؛ پس باید از هوش تجاری برای اتخاذ سریع تصمیمات مدیریتی با تحلیل دادههای مفید استفاده نمود.
1-4 فرضیات تحقیق
– برای ارائه یک نرمافزار مدیریت دانش در سازمان نیاز به یک ابزار برنامه نویسی قدرتمند میباشد که ما در اینجا از جاوا 2(نسخه 1.8) استفاده کرده ایم.
– با ورود هر دانش جدید به سیتم، کل دانش به روز رسانی میشود.
– با الگوریتمی مثل الگوریتم ژنتیک 3میتوان دانش جدید را از دانش و اطلاعات موجود استخراج نمود.
1-5 پیشینه تحقیق
در زمینهی ارائه سیستم مدیریت دانش با استفاده از هوش تجاری تحقیقات کمی انجام گرفته شده است. در زمینه تولید نرمافزاری برای انجام مدیریت دانش کارمندان فعالیتی انجام نگرفته شده است. در زمان شروع به کار این پایان نامه در زمینه ارائه روش و الگوریتمی که بتواند در میان متون فارسی به متنکاوی بپردازد فعالیتی انجام نگرفته شده است. در زمینه متن کاوی با الگوریتم ژنتیک چند فعالیت نظری انجام گرفته شده است که در بخش مرور ادبیات آورده شده است.
1-6 کاربران و کاربردهای تحقیق
تمامی شرکتهای خدماتی که از واحد پشتیبانی برخوردار هستند میتوانند از این نرم افزار برای ثبت فعالیتهای روزانه خود بهره جویند. بخش نگاشت موجود در این نرم افزار برای ارائه یک دید کلی از نحوه کار کارمند بخش پشتیبانی برای مدیریت فراهم میآورد. ارائه الگوریتمهای ابتکاری متن کاوی موجود در این تحقیق میتواند شروعی برای تولید یک نرمافزار جامع متن کاوی برای متون فارسی باشد.
1-7 ساختار کلی پایان نامه
این پایان نامه از پنج فصل تشکیل شدهاست. برای اطلاع از ساختار نگارش پایان نامه، مروری بر آن خواهیم داشت:
پس از فصل اول که به بررسی اهمیت موضوع و اهداف پایان نامه و ارائهی مقدمهای بر پایاننامه پرداخته، در فصل دوم ادبیات موضوع را بیان خواهیم کرد. پس از آن با مفهوم هوش تجاری، اهداف، اجزا و فواید پیادهسازی آن آشنا میشویم. سپس به بیان کاربرد هوش تجاری در مبحث سیستم مدیریت دانش خواهیم پرداخت. در آخرین بخش از فصل دوم نیز متنکاوی و ابزارها و الگوریتمهای استفاده‌شده در پروژه را مطرح میکنیم. در سومین فصل متدولوژی پایه که برای انجام این تحقیق انتخاب کردهایم را توضیح میدهیم. پس از آن با در نظر داشتن گامهایی که باید طی نماییم، چارچوبی برای اجرای این پروژه ارائه کرده و فازهایش را معرفی میکنیم.
در فصل چهارم فازها و گامهایی را که برای اجرای پروژه تعریف کردهبودیم، اجرا مینماییم و نرمافزارها و محیطهای پیادهسازی را معرفی میکنیم. همچنین در این بخش نتیجهی اجرای هر فاز را اعلام میکنیم. ایجاد دانش جدید از دانش سازمانی موجود که هدف اصلی این پایاننامه است نیز در فصل پنجم معرفی میگردد.
خلاصهای از تحقیق انجام‌شده، نتایج کاربردی تحقیق، نوآوریهای تحقیق، محدودیتها و پیشنهادات برای کارهای آتی در فصل آخر پایان نامه، یعنی فصل ششم، ارائه میگردد.
1-8 جمعبندی
در این فصل مقدمهای بر پروژه ارائه دادیم. اهمیت و ضرورت اجرای پروژه، فرضیات تحقیق و استفادهکنندگان از نتایج این پایاننامه معرفی شدند. در فصل بعدی نیز مروری بر ادبیات موضوع خواهیم داشت تا مفاهیم بکار رفته در طول پروژه را معرفی کنیم.
2- فصل دوم
ادبیات موضوع
2-1 مقدمه

در این فصل به بررسی ادبیات موضوع خواهیم پرداخت. سیستم مدیریت دانش، هوش تجاری و متنکاوی جز بخشهای این فصل هستند. در اولین بخش از این فصل مفاهیم سیستم مدیریت دانش مورد بررسی قرار گرفته و مروری بر مقالات و نوشتههای موجود در این زمینه انجام خواهد شد . در دومین بخش هوش تجاری معرفی میشود. در بخش سوم این فصل متنکاوی مورد بحث و بررسی قرار میگیرد؛ زیرا متنکاوی یکی از تکنیکهای مورد استفاده در هوش تجاری است که برای انجام این پروژه به عنوان مهمترین ابزار مورد استفاده قرار گرفتهاست.
2-2 سیستم مدیریت دانش
در این بخش به بررسی مفهوم مدیریت دانش در ادبیات موضوع پرداخته و مفاهیم موجود در آن را به تفصیل بررسی میکنیم.
2-2-1 مفهوم دانش
ویژگیها و پیچیدگیهای نهفته در دانش موجب شده است تا نسبت به آن تعاریف مختلفی بیان گردد. یکی از عوامل پیچیدگی دانش ناشی از ماهیت مبهم و غیرملموس آن میباشد.
داونپورت و پروساک1 از اندیشمندان مشهور حوزه دانش، دانش را ترکیبی منعطف و قابل تبدیل از تجارب، ارزشها ، اطلاعات معنی دار و بینشهای متخصصان که چارچوبی را برای ارزیابی و انسجام اطلاعات و تجارب جدید ارائه میدهد، میداند . همچنین نوناکا و تاکوچی2 ایجاد دانش را ناشی از ترکیب اطلاعات دریافتی و مفهوم سازی افراد میدانند . این استدلال نمایانگر آن است که دانش میتواند تنها در زمینه انسانی و عقاید و تجربیات آنها یافت شود (تاکوچی 1995).
از رویکردهای دیگر میتوان به رویکرد کلارک و رولو3 که دانش را با تقسیم به آشکار و نهفته در سطحی بالاتر از داده و اطلاعات و در سطح پایینتری از بینش و خرد قرار میدهند، اشاره نمود .در مورد تقسیم بندی انواع دانش، نوناکا دانش را به دو گروه دانش صریح و دانش ضمنی تقسیم نمود. دانش صریح را به عنوان دانشی که قابلیت کدگذاری و بیان از طریق گویش است بیان نمود و دانش ضمنی را انتزاعی دانسته و دستیابی به آن آسان نیست و دانش ضمنی آن چیزی که در ذهن افراد و تجریبات آنها است و به صورت صریح شده و مقاله و یا… قابل انتشار نیست .
2-2-2 مفهوم مدیریت دانش
در زمنیه مدیریت دانش تعاریف زیادی از گذشته تا به حال موجود است هر کدام در زمینه خاصی به مدیریت دانش پرداخته است. در ادامه به تعدادی از این تعاریف اشاره میکنیم.
مدیریت دانش فرآیندی است که طی آن سازمان به تولید ثروت از دانش و یا سرمایه فکری خود میپردازد (تاکوچی 1995).
همچنین در تعریف مدیریت دانش مالهوترا بیان میدارد که مدیریت دانش، فرآیندی است که به واسطه آن سازمانها در زمینه یادگیری (درونی کردن دانش)، کدگذاری دانش (بیرونی کردن دانش)، توزیع و انتقال دانش، مهارتهایی را کسب میکنند. همچنین بلانت معتقد است مدیریت دانش فرآیند است که سازمانها از آن طریق اطلاعات جمع آوری شده خود را به کار میگیرند. رویکردها به مدیریت دانش وابسته به چشم انداز مدیریت میباشد. تفاوتها میتواند ناشی از چشم اندازهای اطلاعات بنیان، تکنولوژی بنیان و فرهنگ بنیان باشد (گوتچالک4 2005).
چشم انداز اطلاعات-بنیان به دسترسی اطلاعات توجه دارد. چشم انداز تکنولوژی محور توجه به ابزارهای فناوری اطلاعات دارد و چشمانداز فرهنگ بنیان به اشاعه دانش توجه بیشتری دارد. تمرکز اصلی در انتخاب این رویکردها وابسته به وضعیت شرکتها میباشد. اگر ایجاد مجدد اطلاعات نقش مهمی در سازمان دارد دیدگاه اطلاعات بنیان مهم است. اگر تکنولوژی در سازمان حتی توانایی خدمت دهی ابتدایی به کاربران دانش را ندارد، بر رویکرد تکنولوژی بنیان تمرکز میشود. اگر کارگران دانش در سازمان ایزوله و بیمیل هستند رویکرد فرهنگ بنیان مهم است (گوتچالک 2005).
2-2-3 استراتژیهای مدیریت دانش
ارل در سال 2001 مکاتب استراتژیک مدیریت دانش را به عنوان یکی از ابعاد استراتژی رقابتی میدانند (گوتچالک 2005). مکاتب استراتژی مدیریت دانش را به طور کلی میتوان براساس ویژگیهای آن در دو قالب کلی بررسی نمود اولین مکتب مربوط به تقسیم استراتژیهای مدیریت دانش به استراتژی شخصی سازی و صریح سازی میباشد.
یکی از استراتژیهای به کار رفته استراتژی صریح سازی میباشد که هدف جمع کردن دانش، ذخیره کرده آنها در بانک داده، و فراهم کردن دانش قابل دسترس در قالب صریح و تدوین شده را دارد و مناسب برای سازمانهایی است که میخواهند از دانش موجود استفاده نمایند (مالهترا5 2004).
استراتژی دوم استراتژی شخصی سازی میباشد که تمرکز این استراتژی بر ذخیره دانش نیست اما تمرکز آن بر استفاده از فناوری اطلاعات برای کمک به افراد جهت برقراری ارتباط بین دانشهای افراد میباشد. هدف از این استراتژی انتقال، برقراری ارتباط و تبادل دانش میان شبکههای دانش همانند تالارهای مباحثه میباشد (هانسن و دیگران6 1999). در رویکرد دوم استراتژیهای مدیریت دانش را براساس دو بعد 1) تمرکز مدیریت دانش و 2) منابع مدیریت دانش گروه بندی مینماید.
در بعد تمرکز مدیریت دانش، استراتژی مدیریت دانش به دو بخش صریح گرا و ضمنی گرا تقسیم بندی میشود. استراتژی صریح گرا در تلاش است تا کارایی سازمان را با صریح سازی و استفاده مجدد از دانش از طریق فناوری اطلاعات افزایش دهد (هانسن و دیگران7 1999). از سوی دیگر استراتژی ضمنیگرا رویکرد شخصی سازی را در جاهایی که دانش ضمنی از طریق رابطه فرد به فرد و فرآیندهای اجتماعی سازی انتقال مییابد، به کار میبرد (زاک8 1995).
هانسن در سال 1999 در تحقیقات خود به این نتیجه رسید که سازمانهایی در پیاده سازی استراتژیهای مذکور موفقترند که یک استراتژی را به عنوان استراتژی اصلی پذیرفته و از استراتژی دیگر به عنوان پشتیبان استراتژی مذکور استفاده میکنند. او نام این اصل را اصل 80-20 نهاد یعنی سازمانها 80درصد از یک استراتژی و 20 درصد از استراتژی دیگر در سازمان استفاده کند (گوتچالک 2005).
بعد دوم در استراتژی مدیریت دانش منبع دانـش است که استراتژی مدیریت دانش در دو دسته استـراتژی درون گـرا و بـرون گرا تقسیم می شـوند (بیرلی9 1996) . در استـراتژی برون گرا تلاش میکند تـا دانش را از منـابع خارجی از طریـق اکتسـاب یا تقـلید و سپـس انتـقال آن بـه سـازمان بـه دسـت آورد (لی و دیگران10 1993). استراتژی درون گرا بر خلاف استراتژی برون گرا بر تولید و اشاعه دانش در محدوده سازمان تاکید دارد (یونگ11 2003). در جدول 1-1 به طور مختصر ویژگیهای این دو استراتژی بیان گردیده است.
جدول1-1: مقایسه انواع استراتژیهای مدیریت اکتساب دانش (گرینر12 2005)
هدفخلاقیت و تولید دانشکارایی، برون سازی و استفاده مجدد از دانشتمرکزافرادفرآیندهااستراتژیشخصی سازی، شبکه سازی و گفتمانصریح سازی، جمع آوری، ذخیره و انتشار دانش صریحمشکلجدید، غیرساختارمند و قابل تکرار نیستفعالیتهای تکراری و فرآیندهای مشابهنوع دانشدانش ضمنیدانش صریح
2-2-4 لزوم مدیریت دانش
دانش همیشه برای افراد ارزشمند است. فرهنگ‌های قوی و متمدن، اغلب با کتابخانه هایشان مشخص میشوند. کتابخانه‌ی بزرگ موزه‌ی الکساندریا، کتابخانه‌ی بریتیش و غیره همه، محل تجمع دانش یک تمدن است. بنابراین، مدیریت دانش در پیرامون ماست که هنوز به طور وسیع مورد استفاده قرار نگرفته است. همه‌ی ما به گونه ای، با عبارت هایی مثل اقتصاد دانشی و کارگران دانشی آشنا هستیم. در گذشته کلید اصلی تولید ثروت، مالکیت و دسترسی به سرمایه و منابع طبیعی بود؛ در حالی که امروز، کلید اصلی ثروت، به میزان دسترسی به ایجاد دانش است. بنابراین، یک دانشکده‌ی کوچک با ارائه‌ی ایده های جدید، می‌تواند میلیاردها دلار کسب کند. زمانی قطع درختان، معدن طلا، یا آهنگری موجب تولید ثروت می شد، حالا تمام بخش ها به خدمات همدیگر نیاز دارند تا بتوانند ایجاد ثروت کنند.
اغلب شرکت های بزرگ امروز دریافته‌اند که به خاطر مهارت ها و تجارب نیروی کارشان موفق بوده اند، نه به خاطر دارایی های فیزیکی که در اختیار داشتند. مضافا اینکه دریافتهاند که حتی اگر برخی از محصولات آنها از بازار جهانی کنار گذاشته شود، گذشت زمان و تغییر افراد آن شرکت ضروری است (ویکراماسینک13 2007).
2-2-5 ساختار سازمانی برای مدیریت دانش
در ادبیات مدیریت دانش به اهمیت ساختار سازمانی در اجرای موفقیتآمیز مدیریتدانش تاکید شده است (چونگ14 2006). اجرای موفق استراتژی مدیریت دانش به ساختار منعطف و شیوههای کنترل و نظارت نوین وابسته است.
اولین گام برای ایجاد یک سامانه کامل انتقال دانش (عمودی و افقی) در سازمان، توسعه تیمهای دانش از طریق استفاده از دانشگران15 در حوزههای میان وظیفهای سازمان است. بدین صورت که از طریق تیمهای دانش شرایطی فراهم میشود که انتقال دانش به حوزههای وظیفهای راحتتر صورت میگیرد.
اکثر اوقات این ایده که یک دایره وظیفهای سازمان به وسیله جمعی از دانشگران که دانش و تخصص در حوزه مورد نظر را دارند جایگزین شود، در سازمانها حاکم است در حالی که ممکن است دانش ضمنی دیگری نیز برای تصمیم گیری بهتر در یک حوزه وظیفهای یک تیم دانش، لازم باشد. اجتماعی از تجربهها، عنصری مهم در ساختار سازمانی تلقی میشود به طوری که اعضای تیم دانش را قادر میسازد تا تعاملی با اعضای سایر تیمهای دانش که زمینه علاقهای و رقابتی مشابه دارند، داشته باشند. مضافا تسهیم تجربهها (دانش) به عنوان یک استراتژی جهت بهبود عملکرد سازمانی مطرح میشود.
اجرای مقدماتی ساختار دانش ممکن است منطبق بر سلسله مراتب سازمانی باشد اما در نهایت این تیمهای دانش هستند که به جای تقسیمات وظیفهای در پروژهها نقش بازی میکنند. به هر حال عملکرد برخی از بخش ها با جنبه های وظیفه ای مرتبط است و فضایی میبایست فراهم شود تا به تسهیم بیشتر دانش کمک کند(والزاک16 2005).
2-2-6 سیستم مدیریت دانش چیست؟
سیستم مدیریت دانش اشاره به یک سیستمی (در کل مبتنی بر فناوری اطلاعات) دارد که برای مدیریت دانش در سازمانها از فعالیتهایی از قبیل ایجاد، واکشی، ذخیره و انتشار اطلاعات پشتیبانی کند.
ایده اصلی در مدیریت دانش توانمندسازی کارکنان برای داشتن دسترسی سریع به راهحلها و استاد و منابع اطلاعاتی سازمان میباشد.به اشتراک گذاری این اطلاعات باعث تولید ایدههای جدید یا تقویت یک محصول جدید خواهد شد(بنبیا17 2008).
یک سیستم مدیریت دانش سرویسهای یکپارچهای را برای بکارگیری دستورالعملهای مدیریت دانش برای شبکهای از مشترکین از قبیل کارگزاران دانش در فرایندهای کسبوکار دانشگرا پیشنهاد میکند.یک سیستم مدیریت دانش میتواند در یک حوزه بسیار وسیعی از قبیل شراکتی، همکاری، سلسله مراتبی، سازمانهایمجازی، اجتماعی، و شبکههایمجازی مورد استفاده قرار گیرد. تا محتواهای رسانهای، فعالیتها، تعاملها، اهداف جریان کار، پروژهها، کارها، شبکهها، دپارتمانها، دسترسیها، نقشها، شرکا و دیگر اعضای فعال به منظور استخراج و تولید دانش جدید وافزایش و توانمندسازی و ارسال در خروجیهای دانشی که سرویسهای جدید را با استفاده ار فرمتهت و قالبهای کاری جدید و کانالهای ارتباطی مختلف فراهم میآورد.
عبارت KMS میتواند بر نرمافزارهای متن باز، استاندارد باز، پروتکل باز و گواهینامههای دانش باز وسیاستها دلالت داشته باشد. (مایر18 2007)
مدلهای متعددی در حوزهی مدیرت دانش از سوی دانشمندان و صاحبنظران ارائه شده است که در اینجا به چند مورد از مهمترین آنها اشاره میکنیم.
• مدل بویست19: ساین مدل از جملع مدلهایی است که روابط میان داده، اطلاعات و دانش را به خوبی ترسیم کرده است. این مدل از سه قسمت تشکیل شده است. دادهها به عنوان ورودیهای این مدل محسوب میشوند. در این مدل، اطلاعات الگوهایی هستند که پس از عبور دادهها از فیلترهای ادراکی، بهدست میآیند. بویست معتقد است که مدلهای ذهنی تعیینکننده چگونگی انجام واکنش نسبت به دادهها و اطلاعات است. از طرفی چون افراد دانشهای متفاوتی دارند، در نتیجه مدلهای ذهنی متفاوتی نیز خواهند داشت. شکل 2-1 نشان دهنده این مدل است.
مدلهای ذهنی تعیین کننده چگونگی رفتار و تصمیمگیری افراد بوده و همچنین به عنوان فیلترهایی عمل میکنند که بر اساس آنها اطلاعات و دادههای موجود شناسایی میشوند (هالس200120).
شکل 2-1 مدل مدیریت دانش بویست
• مدل براد هویت21: برای تولید دانش شخصی، هویت چرخهای را ارائه میهد. او میگوید که دانش شخصی از طریق ممارست تجربی با اطلاعات تولید میشود. در واقع اطلاعات به عنوان ورودی، اسکال مختلفی میتواند داشته باشد. به نظر هویت پردازش اطلاعات، تجربیات، دانش عملی، مهارت افراد و تا حدودی عانل شانس و خوش اقبالی منجر به تولید دانش جدید میشود. شکل 2-2 این چرخه را نشان میدهد (هویت 2003).
شکل 2-2 مدل مدیریت دانش هویت
• مدل شش بعدی مدیریت دانش: فیل پری22 و ایلکاتومی23 معتقدند که هر گونه جزئی نگری، موفقی مدیریت دانش را با مشکلات جدی روبرو خواهد ساخت. انها بر اساس این نگرش، شکل زیر را برای بهکارگیری مدیریت دانش ارائه کردهاند.
شکل 2-3 مدل مدیریت دانش شش بعدی
برای درک و بهکارگیری دانش، اولین عامل درک مفهوم دانش است. دومین عامل، مدیریت تغییر سازمانی است. تغییر دانش یعنی تغییر نگرش و سیستم فعالیتهای یک سازمان. سازمان برای بهکارگیری مدیریت دانش، نیازمند بهکارگیری مدیریت تغییر سازمانی است. عامل سوم در ارتباط با اندازهگیری دانش است. این عامل میزان دستیابی به اهداف مدیریت دانش را مشخص میکند. بعد چهارم به فرایندهای دانش میپردازد. ساختارهای ارتباطی رسمی و غیر رسمی باید بتوانند فرایندهای پردازش دانش را بهبود بخشند و نقشها و مسئولیتهای جدیدی را که برای اثربخشی مدیریت دانش ضروری هستند تعریف کنند. این نقشها میتوانند شامل مدیران دانشی، کارکنان دانشی و مشتریان دانشی باشند. عامل پنجم محتوای دانش است. در این رابطه فیل پری و ایلکاتومی به تقسیمبندی نوناکا از دانش که آن را به دانش صریح و دانش نهفته قابل تقسیم کردهاندف اشاره نمودهاند. در مورد دانش صریح و نهفته میتوان گفت که دانش صریح دانشی است که به صورت عینی و روشن قابل انتقال است و به سادگی میتوان آنرا به دیگران یاد داد. در مقابل دانش نهفته اگرچه در عملکرد افراد منعکس و آثار آن قابل مشاهده است، ولی به صورت تدوین شده نیست و نمیتوان آن را بهشکل صریح بیان کرد. برای دستیابی به این دانش باید در تجارب دیگران سهیم شد و از این طریق آن را فرا گرفت. عامل ششم ابزار دانش میباشد. این ابزار میتواند شامل سیستم مستندات مدیریت، سیستم اطلاعات مدیریت، تکنولوژی اطلاعات و نظایر اینها باشد. البته باید توجه داشت که این بعد تنها بخش بسیار کوچکی از مدیریت دانش را بخود اختصاص میدهد زیرا مدیریت دانش برخلاف مدیریت اطلاعات که بیشتر با این ابزارها سروکار دارد، با مردم و ارزشهای آنها در ارتباط است (تومی و همکاران 2001).
• مدل استیوهالس: مدل استیو هالس تاکید زیادی روی فرایندهای دانش دارد. این مدل استراتژیهای ششگانهای را به شرح ذیل ارائه کرده است:
1. جستجوی دانش جدید: در این مرحله مدیریت دانش باید در حوزههای مختلف به دنبال دانشهای نو و جدید بگردد. این حوزهها میتواند در درون سازمان و یا بیرون از آن باشند.
2. تولید دانش و یادگیری: یکی از استراتژیهای مهم برای تولید دانش، فرایند یادگیری است. یکی از تاکیدات اصلی این مدل دستیابی به سازمان یادگیرنده است. زیرا سازمان یادگیرنده به عنوان یکی از ابعاد اصلی مدیریت دانش حائز اهمیت است.
3. ذخیرهسازی: وجود سازوگار مناسب برای نگهداری و ذخیرهسازی دانش در سازمان الزامی میباشد.
4. توزیع: توزیع موفق دانش در سازمان، تا حدود زیادی به فرهنگ ان بستگی دارد. اگر توزیع دانش در یک فرهنگ مورد تاکید قرار نگرفته باشد، تلاشهای مدیریت دانش با شکست مواجه خواهد شد.
5. حذف دانشهای زائد: تصور گذشتگان بر این بود که هرچه اطلاعات انسان بیشتر باشد، راهحلهای بهتری را تدوین خواهد نمود. امروزه این تصور مورد انتقاد قرار گرفته است، زیرا اطلاعات زیاد الزاما باعث بهبود راهحلها و تصمیمها نمیشود. بلکه اطلاعات و دانشهای صحیح و بههنگام مورد تاکید است. این استراتژی بر حذف دانشها و همچنین نگرشهای قدیمی و مخرب تاکید دارد. در مدیریت دانش تغییری مدنظر میباشد که در راستای اهداف سازمان باشد. لذا دانشهای نامناسب و مخرب میتواند مسیر این تغییر را عوض کند.
6. بهکارگیری: دانش، زمانی ارزشمند خواهد بود که بهکارگرفته شود. دانشمندی که از دانش خود هیگونه استفادهای نمیکند، قطعا انش وی برای دیگران هیچ ارزشی نخواهد داشت. شکل 2-4 این مدل را نشان میدهد (هالس 2001).
شکل 2-4 مدل مدیریت دانش هالس
• مدل مفهومی مدیریت دانش: لوستری و میورا مدل مفهومی مدیرت دانش در سازمان را شامل شش مرحله میدانند که عبارتنداز (لوستری و همکاران 2007):
1. ایجاد بینش مشترک نسبت به اهداف توسعه دانش
2. فراهم کردن اطلاعات
3. پردازش درونی برای ایجاد دانش فردی
4. تبدیل دانش فردی به یادگیری گروهی
5. انتشار دانش به سطوح دیگر سازمان
6. بهکارگیری دانش.
در این پژوهش دو فرایند تولید دانش و انتقال دانش، مورد مطالعه قرار گرفته است که بطور مشروح بیان میشود:
تولید دانش: تولید دانش فرایندی است پویا که از تعامل بین دانش ضمنی و اشکار در سطوح مختلف سازمانها حاصل میشود. دانشی که تولید شده است میتواند از یک فرد به فرد دیگری منتقل شود و یا اینکه در سطح فردی، گروهی و یا سازمانی ذخیره شود. تفاوتی آشکار بین دانش آشکار و دانش ضمنی وجود دارد. دانش صریح میتواند به قله یخ و دانش ضمنی به بقیه یخ که زیر آب است تشبیه شود. فقط 20 درصد دانش، صریح و 80 درصد باقیمانده، ضمنی میباشد. سیستم ارزیابی، توانمندساز موثری برای تسریع تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح است.
انتقال دانش: توانایی انتقال دانش از یک واحد به واحد دیگر برای سهیم شدن در عملکرد سازمانی ضرورت دارد. سوبیبی24 عنوان میکند دانشی که بین افراد انتقال مییابد نه تنها به سازمان سود میکند بلکه موجب بهبود توانمندیهای افراد درگیر در این فرایند هم میشود. از این رو انتقال دانش در یک سازمان به عنوان فرایندی محسوب میشود که در آن یک واحد در جریان تجربیات واحد دیگر قرار میگیرد. دانش به روشهای مختلف انتقال مییابد. هم بهطور غیر مستقیم از طریق رسانهها و هم از طریق مستقیم از فردی به فرد دیگر قابل انتقال است. برای بررسی توانایی انتقال دانش سه سوال اصلی مطرح است:
* سرعت انتقال دانش چقدر است؟
* دقت انتقال اطلاعات چقدر است؟
* اعتبار (قابلیت اتکا) این دانش چه اندازه است؟
سرعت انتقال دانش مهمترین جزء است که مزایای بسیاری را برای سازمان به همراه دارد. داونپورت و پروساک سرعت انتقال دانش را به عنوان سرعت جریان دانش در سراسر سازمان عنوان میکنند. آنها معتقد هستند که با وجود زیرساخت مناسب به فرد مناسب منتقل شود. به زعم لیدنر مهمترین جنبه مدیریت دانش در سازمان این است که دانش به جایی منتقل شود که مورد نیاز است و میتواند مورد استفاده قرار گیرد. اگر اطلاعات و دانش به سرعت انتقال یابند، اما به دست افرادی که موردنظر نیستند برسد، میتواند موجب بروز مشکلات بیشتری شود. معمولا دانشی که در یک سازمان وجود دارد حتی در داخل سازمان نیز بهطور موثر انتقال نمییابد. سومین بعدی که باید مورد توجه قرار گیرد، اعتبار دانش در سازمان است. اعتبار دانش، اطلاعات و دادهها در سازمانها اهمیت زیادی دارد. بهطوری که اطلاعات ناموثق میتواند موجب بروز مشکلات بسیار زیادی برای سازمانها شود.
مدل مرجعی که در این پایان نامه از آن استفاده شده است مدل ارایه شده توسط نوناکا25 میباشد که در سال 1994 طی مقالهای با عنوان “تئوری پویا در ایجاد دانش سازمانی” مطرح شد. در این مدل از دو دانش صریح26 و ضمنی27 یاد شده است که طی فرایندهای زیر قابلیت تبدیل شدن به یکدیگر را دارند:
اجتماعیسازی: عبارت است از فرایند تولید دانش نهفته جدید نظیر مهارتها و مفاهیم ذهنی مشترک. به عبارتی در این فرایند از طریق انتقال دانش نهفته به دانش نهفته، سعی در ایجاد دانش های جدید میشود. مشارکت در تجربیات، تعالیم استاد-شاگردی، شرکت در سمینارها و کنفرانسها از جمله راهکارهای مؤثر در این زمینه اند. این نوع دانش نهفته را دانش همدلی نیز می نامند.
خارجیسازی: عبارت است از فرایند بیان دانش نهفته به صورت دانش صریح. ارائه ی یک محصول جدید میتواند مثالی از این فرایند باشد .برای موفقیت امیز بودن این فرایند استفاده مداوم از مدلها، فرضیه ها و مفاهیم، استعاره ها و نظیر اینها مهم است. به این نوع دانش، دانش مفهومی هم گفته میشود.
ترکیب: عبارت است از فرایند تبدیل دانش صریح به دانش صریح در قالب مجموعه های نظام مند. به این نوع دانش، دانش نظام مند هم گفته میشود .در این فرایند متون علمی، پایگاه های اطلاعاتی وبانک های آماری که در زمره دانشهای صریح قرار می گیرند ، توسعه می یابند. این نوع انتقال موجبات تکامل و افزایش دانش صریح را فراهم میآورد.
درونی سازی : در تبدیل دانش صریح به دانش نهفته، افراد با خلاقیتهای ذهنی خود از نظریات صریح آموخته شده، دانش های جدید ایجاد میکنند که اگر چه قابل انتقال به دیگران نیست ولی در عملکردهای آنان منعکس میشود. در درونی سازی فرد بر پایه فرضیه ها و روابط کلی، به دانشی دست می یابد که خاص ذهن و شرایط محیطی او است و به دشواری قابل انتقال میباشد. دانش نهفته مجدداً دانشهای نهفته جدید را ایجاد می کند (جامعه پذیری ) و فرایندهای دیگر به تبع آن اتفاق می افتند و به شرط فراهم آمدن زمینه های لازم، این فرایند مستمر خواهد بود (نوناکا 1994). شکل 2-5 این فرایندها را نشان میدهد.
شکل 2-5 مدل مدیریت دانش نوناکا
2-3 هوش تجاری
در این بخش هوش تجاری تعریف میشود و مولفهها، زیرساخت، مدلها و فازهای توسعه آن مورد بررسی قرار میگیرد. بحث و بررسی در حیطهی هوش تجاری، ابعاد و اجزای آن، ما را به درک نسبتاً مناسبی از هوش تجاری خواهد رساند.
2-3-1 مفهوم هوش تجاری
برای اینکه هوش تجاری را تعریف کنیم، ابتدا مفهوم هوش را بیان میکنیم. هوش، اجتماع منافع ارزش افزودهای است که از داراییهای نامشهود سازمان استخراج میشود (سنگری، 1390).
مفهوم هوش تجاری در اواخر قرن بیستم در کشورهای توسعهیافته مطرح شد؛ اما تعریف واحدی از آن وجود ندارد. این‌گونه به نظر میرسید که هوش تجاری یک تکنولوژی فرآیندی متشکل از پایگاه داده، OLAP28، دادهکاوی، پشتیبانی داده و بازیابی است. پس از آن با پیشرفت و توسعهی فرآیندهای هوش تجاری، تعاریف زیادی از آن مطرح شد (لوها29، 2010). مثلاً هکنی30 هوش تجاری را این‌گونه بیان می‌کند: کلیهی فعالیتهایی که از طریق آنها اطلاعات داخلی تحلیل، ذخیره و تسهیم میشوند (سنگری 1390). همچنین اولسون31 میگوید: “هوش تجاری مجموعهای از فرآیندها، ساختارها و فناوریها است که دادههای خام را به اطلاعات معنیدار و مفید تبدیل می‌کند”.
هوش تجاری را بهعنوان یک مدل پایهای فعال و راهکار چشمانداز جهت کشف موارد مخفی، تصمیمگیری در اندازههای بزرگ از دادههای کسب‌وکار برای اطلاع‌رسانی بهتر فرآیند تصمیمگیری کسب‌وکار تعریف کردهاند. هوش تجاری به معنی امکان مشاهدهی افراد بیشتر از دادههای بیشتر با جزئیات بیشتر است (تارخ 1389). تعاریف دیگری نیز از هوش تجاری وجود دارد:
• استفاده از فناوریهای تحلیلی و ذخایر داده توسط افراد در یک سازمان برای تحلیل مسائل کسب‌وکار و خلق پیشنهادات مرتبط برای بهبود عملکرد (سنگری 1390).
• فرآیند جمعآوری، پردازش و انتشار اطلاعات دارای هدف، برای کاهش عدم اطمینان در تصمیمگیریهای استراتژیک (خان32 و کوادری33، 2012).
• رویکردی فعالانه، مبتنی بر مدل و آیندهنگر برای کشف و تشریح ابعاد پنهان و مرتبط با تصمیم در حجم بزرگی از دادههای کسب‌وکار برای ارائهی بهتر اطلاعات به فرآیندهای تصمیم (سنگری 1390).
با اینکه تعاریف زیادی از هوش تجاری بیان شدهاست، اما همهی این تعاریف دارای ویژگیهای مشترکی هستند: (لوها، 2010).
* اولاً این که در هوش تجاری دادهها آن چیزی هستند که مورد پردازش قرار میگیرند.
* دوما، هدف نهایی هوش تجاری، پشتیبانی از تصمیمگیریهای سازمانی است.
هوش تجاری در حقیقت یک تکنولوژی یکپارچهسازی است که به سازمانها کمک می‌کند که از دادهها برای بهبود کیفیت تصمیمگیری استفاده کند. هوش تجاری، فرآیند استخراج اطلاعات و ارزش دادهها از میان دادههای بسیار است. به صورت ساده، فرآیند هوش تجاری به صورت شکل 2-6 قابل بیان است: (لوها، 2010).
شکل 2-6 مفهوم هوش تجاری
نقش هوش تجاری ایجاد سیستمهایی برای پشتیبانی شرکت با تمایلات و الگوها و استثنائات و تواناییهای عقلی برای تصمیمگیری در سازمان است و ایدهی اصلی آن شناسایی نیازهای اطلاعاتی، پردازش دادهها و اطلاعات جمعآوری شده و نیز تبدیل آنها به دانش و هوش مدیریتی مفید و با ارزش است (سنگری 1390).
2-3-2 هدف هوش تجاری
سسیتمهای هوش تجاری دادههای عملیاتی و تاریخی را برای ایجاد اطلاعات ارزشمند و رقابتی در سازمان باهم ترکیب میکنند. در واقع هدف هوش تجاری افزایش کارایی و کیفیت اطلاعات است که می‌تواند مدیران را قادر به درک بهتر موقعیت سازمان در محیط رقابتیاش نماید. فعالیتها و تکنولوژیهای هوش تجاری میتوانند به سازمان کمک کنند تا تغییراتی که در سهم بازار، رفتار و علایق مشتریان و توانمندیهای سازمان اتفاق میافتد را بهتر مانیتور و تحلیل کند. همچنین هوش تجاری می‌تواند برای مدیران و تحلیلگران در جهت انتخاب و اتخاذ تصمیم در این محیط‌های تغییر بسیار موثر باشد (سنگری 1390).
سه هدف مهم در هوش تجاری شناسایی شده است، که برقراری آنها برای دستیابی که یکپارچگی و انسجام دادهها در طول فعالیتهای یک سازمان پیچیده ضروری است. این عوامل عبارتند از:
* مناسب بودن34: دادهی درون سیستم باید با سایر فعالیتهای سازمان مطابقت داشته باشد.
* دقت35: داده باید همهی دادههای سایر فعالیتها را در بر داشته باشد.
* مقبولیت36: پس از اینکه کاربران دادههای سازمانی از مناسب بودن و صحت دادههای اطمینان حاصل کردند، باید بتوانند از سیستم هوش تجاری بهعنوان پشتیبان در تصمیمگیری استفاده کنند (لوها، 2010).
2-3-3 اجزای سیستمهای هوش تجاری
هوش تجاری با مفاهیمی از جمله جمعآوری داده، آنالیز داده و مجسمسازی آن مرتبط است. در راستای این مسئله، هوش تجاری شامل ابزارهایی نظیر انبارههای داده37، استخراج-انتقال-بارگذاری38، پردازش تحلیلی آنلاین39، متنکاوی، دادهکاوی، بصریسازی داده، وب پورتالها و… است (خان و کوادری، 2012).
در حقیقت مفهوم هوش تجاری قابل تفکیک به بخشهای جمعآوری و ضبط داده، انبارش داده و دستیابی به داده و تحلیل آن است که در ادامه به توضیح آنها خواهیم پرداخت.
داده از منابع داخل و یا خارج از سازمان جمعآوری میشود. منابع داخلی داده، پایگاههای دادهی عملیاتی سازمانها و انبارههای داده هستند. منابع خارجی داده، شامل دادههای مشتری، تامینکننده، دولت، رقبا و اینترنت است. دادههای جمعآوری شده پس از استخراج، انتقال و بارگذاری در انبارههای داده40 ذخیره میشوند. نهایتاً دادهی ذخیره‌شده در انبارهی داده برای استفاده در تصمیمگیری تحلیل میشوند. شکل 2-7 اجزای هوش تجاری را نشان میدهد.
شکل 2-7 چارچوب هوش تجاری
• جمعآوری داده: بخش جمعآوری داده بخش زیرین سیستمهای انبارهی داده است. داده در ابتدا توسط یک فرآیند تجاری روزانه که بر پایهی فرآیند انتقال آنلاین41 محیط قرار دارد، وارد شده و در پایگاههای دادهی عملیاتی ذخیره میشود. پیش از اینکه داده از پایگاه دادهی عملیاتی و منابع خارجی در انبارهی داده بارگذاری بشود، باید طی فازهای زیر پردازش شود (خان و کوادری، 2012، زرین 1388) :
o استخراج42 و پالایش43: در استخراج داده، داده از منابع مختلفی جمعآوری میشود. دادههایی که انتخاب میشوند باید از انواع آلودگیها پاک شوند. پالایش داده، دادهی آشکارشده را تأیید می‌کند و دادهی استخراج‌شده را برای رفع ناسازگاریها، فقدانها و ارزشهای نامعتبر پالایش مینماید. در این فاز تصحیحات، گزارشهای خرابی و فرآیندهای اصلاحی انجام میشود.
o انتقال44: فاز انتقال دادهها را به فرمتهای استانداردی تبدیل می‌کند. در نتیجه با اعمال قوانین تجاری بر روی دادهها، آنها را مطابق با شمای انبارهی داده تغییر میدهد.
o بارگذاری45: در این فاز دادههای پالایششده درون انبارههای داده بارگذاری میشوند.
• ذخیرهی داده: پس از انجام فازهای ETL، داده بر روی انبارههای داده و Data Mart ها ذخیره میشود تا در آینده برای تحلیل مورد استفاده قرار گیرد.
o انباره داده: عبارت Data Warehouse که همان انباره داده است نخستین بار در سال 1990 توسط اینمن46 استفاده شد. دادهها در انبارههای داده ذخیره میشوند. هدف اصلی آن پشتیبانی از تصمیمگیریهای تجاری است. انباره داده موضوع گرا، یکپارچه و غیر فرار است. یک سیستم انبارش داده باید دارای ویژگیهای زیر باشد:
– اطلاعات سازمان را به آسانی قابل‌دسترس نماید.
– اطلاعات سازمانی را یکپارچهتر ارائه دهد.
– قابل تطبیق و انعطافپذیر باشد.
– پشتیبانی سازمان را همراه داشته باشد (استفانویک47، 2009).
o Data Mart: Data Martها، انبارههای کوچکتر داده هستند که توسط دپارتمانهای مجزا برای تسهیل فعالیتهای تجاری تولید میشوند. به طور مثال یک Data Mart می‌تواند برای محصول یا فرآیند خاص نظیر مدیریت مشتری یا بازاریابی ایجاد شود.
o Metadata: برای شناسایی داده از اطلاعاتی به نام Metadata استفاده میکنیم. Metadataها دادههایی در مورد دادهها هستند؛ که می‌تواند شامل فرمتها، الگوریتمهای رمز کردن و رمزگشایی، محدودیتهای دامنه، تغییرات سازمانی، تعاریف تجاری، فرضیات و قوانین تجاری و غیره باشند.
• دستیابی و تحلیل داده: هدف اصلی هوش تجاری استفاده از دادههای سازمانی در تحلیلهای مدیریتی و تصمیمگیریهای سازمانی است. برای تحلیل دادهها، هوش تجاری ابزارهای مختلفی نظیر OLAP را شامل میشود.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

o OLAP: یکی از بهترین تکنیکهای کشف دانش پردازش تحلیلی آنلاین است. OLAP امکان اکتشاف و تحلیل حجم زیادی از داده را فراهم میآورد. ابزارهای OLAP ترکیبی از فرآیندهای تحلیلی و واسطهای کاربری گرافیکی هستند. ویژگیهای اصلی OLAP عبارتند از دیدگاه چندبعدی به داده و توانایی انجام محاسبات فشرده (لوها، 2010).
o داده کاوی: دادهکاوی فرآیند استخراج دانش ضمنی، ناشناخته و ارزشمند به منظور تصمیمگیری از میان انبوهی از دادهها است؛ که این دادهها در انبارههای داده ذخیره شدهاند. متدهای اصلی دادهکاوی عبارتند از درخت تصمیم، الگوریتم ژنتیک، خوشهبندی، دستهبندی و غیره.
2-3-4 فواید هوش تجاری
پیادهسازی هوش تجاری در سازمانها فواید بسیار زیادی دارد. برخی از آنها را در اینجا بیان میکنیم. هوش تجاری می‌تواند به تحلیل عملکرد و کیفیت منابع کمک کند. توسط هوش تجاری میتوان دلایل اصلی اتفاقات درون یا بیرون سازمان را شناسایی کرد، در نتیجه میتوان از بروز دوبارهی آنها جلوگیری به عمل آورد. میتوان به وسیله‌ی هوش تجاری شرایطی که تحت آن یک اتفاق خاص رخ میدهد را شناسایی کرد. به همین دلیل امکان طراحی مجدد فرآیندهای سازمانی برای رساندن سازمان به هدف خاص وجود دارد (استفانویک، 2009).
2-3-5 فازهای پیادهسازی هوش تجاری

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید