دانشکده آموزشهای الکترونیکی دانشگاه شیراز
پایان نامه کارشناسی ارشد در رشته حقوق
(گرایش جزا و جرم شناسی)
ارتكاب جرم در حال خواب

توسط :
الهام شهبازي 897240
استاد راهنما:
دكتر فروغي
زمستان 1393
تقدیرنامه
سپاس بی کران پروردگار یکتا را که هستی مان بخشید و به طریق علم و دانش رهنمونمان شد و به همنشینی رهروان علم و دانش مفتخرمان نمود و خوشه چینی از علم و معرفت را روزیمان ساخت. حال که به لطف و موهبت بیکرانش٬ این اثر ناچیز به پایان رسیده٬ بر خود فرض میدانم٬ ضمن عرض تشکر٬ ثمره تلاشم را به تمام بزرگوارانی که در این مسیر یاری ام نموده اند٬ تقدیم نمایم :
تقدیم به استاد گرانقدرم جناب آقای دکتر فروغی٬ که از آغاز در جهت دادن ساختار ذهنی ام کوشیده و با رهنمود های بی دریغشان راه دشوار پژوهش را بر من هموار نمودند٬ همو که آموخت مرا تا بیاموزم…
تقدیم به اساتید فرهیخته ام آقایان دکتر ابراهیمی و دکتر صادقی که در کلیه مراحل تهیه و تنظیم این اثر٬ از مشاوره بی بدیل خویش به این حقیر دریغ ننمودند…
تقدیم به پدر و مادر همیشه نگرانم … که همواره بر کوتاهی و درشتی من، قلم عفو کشیده و کریمانه از کنار غفلت هایم گذشته و بی چشم داشت یاری ام نموده اند…
 تقدیم به پدر روحانی ام٬ جناب آقای مهدی سعیدی٬ که لذت و غرور دانستن، جسارت خواستن، عظمت رسیدن را مدیون حضور سبز ایشان هستم…
و در پایان تقدیم به مهربان دوستم٬
به پاس تعبیر عظیم و انسانیش از کلمه ایثار و از خودگذشتی …
به پاس محبت های بی دریغش٬ که هرگز فروکش نمی کند …
به پاس عاطفه سرشار و گرمای امیدبخش وجودش٬ که در این سردترین روزگاران بهترین پشتیبان است …
به پاس قلب امینش٬ که فریاد رس است و سرگردانی و ترس در پناهش به شجاعت می گراید …

چکیده
شناخت خواب اعم از طبیعی یا مصنوعی در حیطه علم پزشکی و از نظر تخصص پزشکی در قلمرو علوم روانشناسی قرار دارد و صدور حکم قضایی مبنی بر مسولیت یا عدم مسولیت شخص خواب و مجازات وی نسبت به جرم ارتکابی اش در حیطه حقوق کیفری است. از این حیث شناخت طبیعت و ماهیت ارگانیک خواب و چگونگی ارتکاب جرم از حیث ارکان تشکیل دهنده ی آن و نیز تعیین مسوولیت یا عدم مسوولیت کیفری خوابگرد٬ اهمیت بسزایی دارد. در قوانین کیفری ایران٬ جز در ماده 153 قانون مجازات اسلامی٬ اشاره ی دیگری به این موضوع ندارد.
این نوشتار٬ با بررسی ارتکاب جرم در خواب٬ انواع خواب و علل حرکات شخص خواب را از نگاه روانپزشکان و حقوقدانان تبیین مینماید و ضمن بررسی وضعیت اراده٬ اختیار و قصد شخص خوابیده٬ چگونگی ارتکاب جرم از سوی او و دامنه ی مسوولیت کیفری و اعمال مجازات بر مرتکب را با تحلیل و بررسی مواد قانونی بیان میکند.
واژگان کلیدی : خواب طبیعی٬ خواب مصنوعی٬ جرم٬ مجازات٬ مسوولیت کیفری.
Abstract
Sleep knowledge whether natural or artificial is placed in medicine domain and in view of medical specialty it is included by psychology jurisdiction and issuing judicial verdict on responsibility or non responsibility of asleep person and his punishment because of committing a crime is related to penal law. Therefore knowing organic nature of sleep and way of committing a crime in regard to its organizer element and also determination of penalresponsibility or non responsibility of sleep walker is very important.
Iran penal law except in article 153 of Islamic punishment law does not mention any thing else about this subject. This work by studying committing a crime in sleep makes clear the types of sleep and reasons of asleep person behaviors in view of psychologist and jurists and beside studying the situation of will power and intention of asleep person it describes hoe he/she commits a crime and extent a crime and extent of its penal responsibility and executing punishment on him/her by analyzing legal articles.
Key words :
Natural sleep. Artificial sleep. Crime. Penal responsibility. Punishment.
فهرست مطالب
عنوان
صفحه
مقدمه:1
الف- تشريح و بيان مسئله1
ب- پيشينه تحقيق1
ج-اهداف تحقيق2
د-سؤالات تحقيق2
فصل اول: کلیات
مبحث اول- مفهوم خواب و انواع آن3
گفتار اول-خواب طبیعی4
بند اول- مفهوم و ماهیت خواب4
بند دوم-مقایسه خواب با اغما و بیهوشی و مستی7
گفتار دوم – خواب مصنوعی11
بند اول – تعریف خواب مصنوعی و انواع آن12
بند دوم – ماهیت خواب مصنوعی14
مبحث دوم – جرم و مسوولیت کیفری17
گفتار اول – مفهوم جرم و ارکان تشکیل دهنده‌ی آن18
بند اول – مفهوم جرم18
بند دوم – ارکان تشکیل دهنده‌ی جرم21
گفتار دوم –مفهوم، مبانی و ارکان مسؤولیت کیفری24
بند اول – مفهوم و مبانی مسؤولیت کیفری25
بند دوم – ارکان مسؤولیت کیفری26
فصل دوم: ماهیت جنایت ارتکابی شخص خواب
مبحث اول – علل حرکت در خواب28
گفتاراول – اختلالات خواب30
بند اول – کژخوابی‌ها30
بند دوم – بد خوابی‌ها32
گفتار دوم – خوابگردی (سومنامبولیسم)33
بند اول – انواع خوابگردی34
الف – خوابگردی طبیعی34
ب – خوابگردی مصنوعی37
بند دوم – ملاک های تشخیص خوابگردی39
الف-ملاک تشخیص 10- ICD…………………………41
ب- ملاک تشخیصیDSM-IV-TR-10 ………………………48
مبحث دوم – اراده، اختیار و قصد در خواب42
گفتار اول – اراده و اختیار در خواب43
بند اول – ماهیت اراده و اختیار در…………52
بند دوم – جایگاه اراده و اختیار در خواب47
گفتار دوم – قصد در خواب51
بند اول – ماهیت قصد51
بند دوم – جایگاه قصد در خواب54
مبحث سوم – جرایم ارتکابی شخص خواب55
گفتار اول – جرایم ارتکابی شخص خواب از حیث رکن مادی جرم56
بند اول – رکن مادی جرایم شخص خواب56
بند دوم – انواع رفتار مجرمانه شخص خواب از حیث رکن مادی57
گفتار دوم – جرایم ارتکابی شخص خواب از حیث رکن روانی جرم59
بند اول- جرايم غيرعمدي شخص خواب60
بند دوم- جرايم عمدي شخص خواب61
گفتار سوم- جرايم ارتكابي شخص خواب از حيث ركن قانون جرم64
بنداول- جرايم شخص خواب در نگاه قانونگذار65
بند دوم – مقايسه تحليلي ماده 153 با مواد 225 و 323 قانون مجازات اسلامي سابق67
فصل سوم: مسؤوليّت كيفري شخص خواب
مبحث اوّل – شرايط تحقّق مسؤوليّت كيفري شخص خواب71
گفتار اوّل: وجود عمل مجرمانه و قابليت اسناد مسؤوليّت كيفري به شخص خواب73
بند اول- وجود عمل مجرمانه74
بند دوم- قابليت اسناد مسؤوليّت كيفري به شخص خواب78
گفتار دوم- فقدان موانع تحقّق مسؤوليّت كيفري شخص خواب80
بند اوّل – عوامل سالب مسؤوليّت كيفري81
الف- عوامل موجهه جرم83
ب- عوامل رافع مسؤوليّت كيفري86
بند دوم- ارتباط خواب با عوامل سالب مسؤوليّت كيفري87
مبحث دوم- آثار مسؤوليّت كيفري شخص خواب90
گفتار اوّل – مجازات شخص خواب91
بند اول- مجازات شخص خواب از ديدگاه فقهاي اماميّه91
بند دوم- مجازات شخص خواب در حقوق كيفري ايران95
گفتار دوم- جبران ضرر و زيان ناشي از جرم شخص خواب100
بند اوّل- جبران ضرر و زيان مادي101
بند دوم- جبران ضرر و زيان معنوي104
بند سوم- جبران زيان منافع ممكن الحصول107
نتیجه گیری…………………………….
فهرست منابع و مآخذ……………………..
مقدمه:
پس از حق حيات ، انسان داراى حق آزادى است كه بر اساس ‍ آن ، نسبت به غير خدا آزاد است و اين ، ارمغان اسلام در چهارده قرن پيش و پيام همه انبيا الهى است . در عين حال ، هيچ عاقلى نمى تواند بپذيرد كه جامعه انسانى ، بدون نظم و قانون باشد، وجود قانون ، ضرورت دارد، اگر چه سبب محدود گشتن انسان و كم شدن آزادى او گردد. با تشکیل جوامع انسانی٬ روابط بین افراد ناشی از نیازهای طبیعی و احتیاجات اجتماعی بر مبنای در کنار هم و با هم زیستن ایجاد میشود. این روابط با داده های مختلف٬ اخلاقی٬ روانی٬ اجتماعی٬ سیاسی٬ کنار هم و با یکدیگر به نحو چشمگیری مرتبط میشوند. جامعه در این استقرار و شکل گیری به ناچار به نظمی٬ از یک سو طبیعی و از سوی دیگر قراردادی٬ که از سنت ها٬ آداب٬ رسوم و ملیت و مذهب و… ریشه میگیرد٬ روی میآورد. در این میان ممکن است٬ اعمالی از سوی برخی از افراد جامعه انجام پذیرد که٬ این نظم را دستخوش التهاب نماید٬ چیزی که غالبا مورد پذیرش اجتماع نیست٬ بديهى است كه جامعه اى متشكل از انسانهايى اين چنين ، اگر داراى نظم و قانونى درست نباشد، تزاحم و درگيرى و هرج و مرج و فساد، آن را نابود خواهد ساخت .برای مقابله با این پدیده قوانین من جمله حقوق جزا٬ با ارائه تئوریهای لازم٬ روابط و مناسبت های فی مابین اعضا جامعه را تنظیم مینماید و از طریق موسسات اجرایی خویش٬ حاکمیت قانون و مقررات را بر این روابط تضمین میکند.در حيطه حقوق جزا، اجتماع در مقابل رفتاری که به افراد جامعه آسیب وارد مینماید و نظم اجتماعی را دستخوش آشوب میسازد٬ و به عبارت دیگر در مقابل عمل مجرمانه یا جرم٬ واکنش نشان میدهد و بزهکار را در صورت وجود شرایط و مقتضیات لازم مجازات مینماید. برای اینکه فرد قابلیت پذیرش بار تبعات جزایی رفتار خویش را تحمل کند٬ میبایست از وضعیت و صفات خاصی برخوردار باشد. این شرایط و خصیصه ها٬ اوضاع و احوالی هستند که٬ به متن قانونی حاکم بر موضوع٬ فعل یا ترک فعل انجام شده و خصوصیات شخصی مرتکب مربوط میگردد.در قلمرو حقوق کیفری٬افراد زماني پاسخگو و مسؤولند كه داراي اراده و اختيار بوده بنابراين زمانيكه فردي مدرك نباشد را، نمي‌توان مسؤول اعمال خود دانست، چرا كه در قبال امر و نهي قانونگذار تكليفي نداشته و علي‌القاعده، خطاب قانونگذار متوجه كساني است كه مختار و مدرك بوده و قدرت بر اجابت آن دارند.
به دنبال طرح مباحث فوق٬ همانطور كه میدانیم٬ خواب امري طبيعي و فطريست و اين وجه در وجود هر انساني نهفته بوده و گريزي از آن نيست و اين وضعيت به صورت ناخواسته بر شخص غالب مي‌شود.در چنين حالتي ممکن است٬ فرد در حين خواب، با حركت يا غلت زدن، جنايتي را مرتكب گردد. در این وضعیت٬ تحقق رفتاری که٬ در قوانین جزایی دارای وصف مجرمانه است و انتساب آن به شخص خواب و قابلیت تحمل تبعات جزایی رفتار مجرمانه او٬ از جمله شرایط تحقق مسوولیت کیفری شخص خواب به شمار می آید. از سوی دیگر٬ شرایط و خصوصیات درونی شخص خواب٬ مانع از قابلیت انتساب رفتار مجرمانه به او میگردد و به دلیل عدم امکان اسناد جرم به اراده خود آگاه مجرم٬ عدم مسوولیت و مجازات وی٬ امری معقول و منطقی جلوه مینماید٬ که به دلیل وجود این دوگانگی٬ نمیتوان در این خصوص به نحو مطلق سخن گفت حال با بیان مطالب پیشین٬ اين سؤال پيش خواهد آمد كه، آيا شخص نائم را مي‌توان به تحمل مجازات محكوم يا به جبران ضرر و زيان ناشي از آن ملزم نمود يا خير و آیا میتوان مسوولیت در هنگام خواب برای اشخاص متصور گردید؟
با توجه به اینکه٬ شاید در حقیقت بتوان عنوان نمود که خواب٬ یک دفاع کیفری در برابر جرایم ارتکابی شخص خواب است٬ لذا٬ اهمیت شناخت طبیعت و ماهیت ارگانیک خواب٬ و ماهیت ارتکاب جرم توسط شخص خواب و مسولیت وی٬ دو چندان میگردد. بنابراین در تحقيق پيش‌روي، به بررسي خواب و انواع مختلف آن از نقطه نظر علم پزشكي و به بيان ديگر روانشناسي و روانپزشكي و تبيين جرم و مجازات و حيطه مسؤوليت كيفري افراد و بررسي تأثير اراده و اختيار در ارتكاب جرم و علي النهايه مسؤوليت يا عدم مسؤليت شخصي نائم، پرداخته شده است.
تشريح و بيان مسئله:
با توجه به اینکه در صورت ارتکاب جرم در حال خواب٬ بدلیل حساسیت موضوع٬ و وجود پاره ای از ابهامات و اختلاف نظر های موجود در این زمینه نسبت به انواع خواب و همچنین انواع موارد شبه خواب٬ و میزان اراده . آگاهی و اختیار شخص خواب و تعیین دامنه و حدود و آثار مسوولیت کیفری وی بسیار مهم جلوه مینماید. که در این میان٬ بررسي مسؤوليت و يا عدم مسؤوليت شخص نائم و به تناسب آن تعيين مجازات وي، نسبت به جرم ارتكابي‌اش، در محدوده حقوق كيفري و شناخت انواع خواب، اعم از طبيعي يا مصنوعي در حيطه علوم روانشناسي كه از زيرمجموعه علوم پزشكي مي‌باشد قرار دارد.لذا از اين حيث شناخت طبيعت و ماهيت ارگانيك خواب و چگونگي ارتكاب جرم و نيز تعيين مسؤوليت يا عدم مسؤوليت كيفري شخص خوابگرد اهميت بسزايي دارد.
و بديهي است كه مسؤوليت كيفري افراد حين وقوع جرم با اراده و اختيار، با مسؤوليت كيفري فردي كه عمل ارتكابي وي خارج از ادراك و اختيار بوده، متفاوت و متمايز خواهد بود.
پيشينه تحقيق:
در حال حاضر با توجه به پيشرفت علوم و شناخت انواع جديدي از خواب اعم از طبيعي يا مصنوعي و احتمال سوء استفاده از اين غريزه‌ي طبيعي انساني در جهت ارتكاب جرائم خطرناك، مباحث بسيار متنوعي از نقطه نظر علوم پزشكي و زيرشاخه‌هاي آن از جمله علوم روانپزشكي و روانشناسي، مطرح گرديده است.از طرفي نيز، در گذشته نظر به اينكه خواب به عنوان يكي از علل رافع مسؤوليت جزائي، در حديث رفع عنوان گرديده اين مبحث نيز آنگونه كه بايد و شايد، مورد توجه فقها قرار گرفته.
علي‌ايحال، در حال حاضر، علي‌رغم حائز اهميت بودن و ضرورت غيرقابل انكار شناخت انواع خواب و بررسي جنايات واقع شده و از طرفي حدود و دامنه مسئوليت كيفري فرد نائم خلا بررسی پدیده خواب و همچنین ارادی یا غیر ارادی بودن افعال حین خواب و بررسی مسوولیت کیفری ایشان با توجه به تغییر قوانین ضروری احساس میگردد.
اهداف تحقيق:
در قانون مجازات اسلامی٬ مقنن تنها در ماده 153 به مسئله ارتکاب جرم در حال خواب پرداخته و سپس در بند الف ماده 292 همان قانون٬ ارتکاب جنایت در حال خواب را نیز٬ خطای محض دانسته است. این پژوهش٬ صرف نظر از نوع نگاه قانون موصوف٬در بحث ارتكاب جرم توسط فرد نائم، به بررسي پيرامون خواب و انواع آن و جرائم ارتكابي متصوره توسط فرد نائم و بررسي و تعريف محدوده مسئوليت كيفري وي و تبعات آن و انتساب يا عدم انتساب مسئوليت كيفري نائم و تحليل قوانين موجود و تناسب جرم ارتكابي و مجازات تعيني مي‌پردازد.
سؤالات تحقيق
1- مفهوم و ماهیت خواب چیست و آيا خواب داراي انواع مختلف است؟
2- آيا میتوان فرد نائم را در هنگام خواب داراي قصد و اراده تصور نمود؟
3- ماهیت جرم یا جنایت ارتکابی در حال خواب چیست؟
4- مسوولیت کیفری شخص خواب چگونه و با چه مبنایی قابل توجیه است؟
5- آيا میتوان ارتكاب جرم یا جنايت در حال خواب اعم از مصنوعی یا طبیعی را جزء جرائم عمدي متصور شد؟
فصل اول:
کلیات
مبحث اول- مفهوم خواب و انواع آن
خواب نوعی رفتار است.این بیان چه بسا عجیب به نظر آید، زیرا معمولا رفتار را فعالیتهایی میدانیم که شامل حرکات مختلف از قبیل راه رفتن و صحبت کردن و… باشد، اما خواب نیز یک فرایند رفتاری است با حرکات سریع یا غیر سریع چشم. هر انسان یک سوم زندگی خود را به خواب اختصاص میدهد و شاید همین نکته شرط لازم سرمایه گذاری او در دو سوم دیگر باشد. خواب پدیده پیچیده ای است که مدت ها توجه دانشمندان را به خود جلب کرده و هر روز نکات جدیدی در مورد آن کشف میشود.1 این فرایند طبیعی که به طور منظم هر بیست و چهار ساعت اتفاق میافتد، یک سوم حیات انسان را در برگرفته و در این حالت، انسان ناهشیار بوده و نسبت به اتفاقات اطراف خود ناآگاه است. هرچند تا کنون کارکردهای دقیق خواب روشن نشده است، با این حال وجود آن برای بقا کاملا ضروری بوده و محرومیت طولانی از ان به تخریب شدید جسمی و شناختی و نهایتا مرگ‌می انجامد. یونانیان باستان نیاز به خواب را به خدای هیپنوز (خواب) و پسرش مورفنوس که او هم از موجودات تاریکی وشب بود نسبت میدادند.2
همچنین خواب به عنوان یکی از نیازهای اساسی انسان سبب میشود، بتوانیم توانایی های ادراکی خود مانند حافظه، تفکر و کلام را در حد مطلوبی حفظ کنیم. طبق نظر اکثر پژوهشگران خواب دارای کارکرد تعادلی و ترمیمی‌می باشد و در تنظیم درجه حرارت و تعادل بدن اهمیت اساسی دارد.3
خواب عمیق، بسیار به مرگ شباهت دارد. انسان در این مرحله، فاصله اندکی با مرگ پیدا میکند.
« خداست که وقت مرگ ارواح خلق را میگیرد و آن را که هنوز مرگش فرا نرسیده نیز در حال خواب روحش را قبض میکند سپس آن را حکم به مرگش کرده جانش را نگاه‌می دارد و آن را که نکرده به بدنش میفرستد…».4 «و اوست خدائیکه چون شب به خواب میروید (جان شما را نزد خود برده و ) شما را‌می میراند و کردار شما را در روز‌می داند پس از آن مرگ موقت خواب شما را بر‌می انگیزد تا به اجلی که در قضا و قدر او معین است برسید…»5
با این اشارات خواب چه مفهومی دارد و چه تعریفی میتوان از آن ارائه نمود. آیا تعبیر برادر مرگ برای این رفتار، تعبیر درستی است؟ از نظر فیزیولژیک در زمان خواب چه تغییراتی در بدن انسان ایجاد میگردد؟ در پاسخ به این سوالات و برای درک درست آن، مفهوم لغوی و اصطلاحی خواب بیان میگردد و ضمن شناخت انواع خواب، ناخودآگاهی ناشی از بیهوشی، اغماء و ارتباط آن با خواب تشریح میشود.
گفتار اول-خواب طبیعی
از نخستین سالهای قرن حاضر، توسط محققانی چون لهرمیت، پیه رون، و دیگران، پژوهش های فیزیزلوژیکی واقعی در قلمرو خواب آغاز شد. این محققان، تاثیر خواب بر ارگانیزم و سازمانهای نظام عصبی-نباتی و همچنین بازتاب های این نظام در خلال خواب را توصیف کردند. اما بررسی دقیق علامتهای الکتریکی فعالیتهای مغز، مستلزم دستیابی به فن جدیدی بود، فنی که با کشف موج نمای الکتریکی مغز بدست آمد و راه را بر پژوهش های گسترده تر گشود.
بر اساس استقرار الکترو فیزیولوژی، معلومات سنتی درباره خواب دگرگون شد و روی آورد تجربی نسبت به آن، وارد عصر علمی خود گردید.6
در همه‌ی فرهنگ ها و در همه‌ی ادیان و مذاهب خواب و دنیای پر رمز و راز آن پیوسته توجه بسیاری از انسانها را به خود جلب نموده است. شعب مهم معارف بشری (ادب، دین، تاریخ، انسان شناسی، روانشناسی، پزشکی، عرفان، فلسفه و حقوق…) خواب را مورد بررسی قرار داده و هریک دیدگاه منحصر به خویش را دارا میباشند.7
خداوند حکیم نیزدر قرآن در چندین آیه به اهمیت خواب اشاره فرموده و آنچه استنباط میگردد اینکه، خواب بر اساس نظر قرآن کریم، آرامش انسان را تضمین میکند، چنانکه در آیه47 سوره فرقان‌می فرماید: «و او خدائیست که ظلمت شب را برای شما لباس گردانید و خواب را مایه آرامش و ثبات شما قرار داد و…» همچنین در آیه 9 سوره نبا نیزآمده است که: «و خواب را برای شما مایه ( قوام حیات و) استراحت قرار دادیم».
بند اول- مفهوم و ماهیت خواب
با توجه به اهمیت شناخت ماهیت خواب در این مبحث به بررسی خواب، از حیث لغوی و اصطلاحی، و شناخت علمی این پدیده از نقطه نظر علمی میپردازیم.
تعریف لغوی خواب:خواب در لغت نامه دهخدا نقیض بیداری، نوم، حالت آسایش و راحتی که بواسطه‌ی از کار بازماندن حواس ظاهره و فقدان حس در انسان و سایر حیوانات بروز میکند، تعریف شده8 و در فرهنگ معین به معنی نوم، غفلت و حالتی توأم با آسایش و آرامش که بر اثر از کار بازماندن حواس ظاهر در انسان و حیوان پدید‌می آید، آمده است.9
تعریف خواب در اصطلاح : در اصطلاح خواب، کاهش یا فقدان سطح هوشیاری، تعلیق نسبی ادراکات حسی و غیرفعال شدن تقریبی تمام عضلات ارادی در زمان استراحت است. به طوریکه فعالیت بدن و ذهن تغییر کرده و توﱠهم های بینایی جایگزین تصاویر واضح واقعی میشود. در بین پستانداران، پرندگان، ماهیان و دیگر جانداران مراحل خواب و بیداری وجود دارد.خواب برای سلامت و بازسازی سیستم اعصاب، سیستم ایمنی و سیستم عضلانی اسکلتی انسان ها و جانوران اهمیت داشته و فرصتی است برای تجدید قوا که ضمن آن، حواس ظاهری نسبتاً بی حرکت‌می ماند و شخص با بستن چشم ها و معمولا به حالت درازکش، مدتی را به استراحت‌می پردازد.10
تعریف علمی خواب: بر اساس یک تعریف علمی میتوان خواب را معرف زیست شناختی ترین و روانشناختی ترین حالت کنشی طبیعت انسان تلقی کرد. از نظر روانشناختی، خواب دیده ها را میتوان به عنوان یکی از مولفه های اصلی از نظر جنبه روانی دانست. اهمیت خواب از نظر زیست شناختی نیز آشکار است، چرا که به منزله شرط لازم تعادل و توازن حیاتی به شمار میرود.
خواب را میتوان حالت منظم، تکرارشونده و به آسانی برگشت پذیر ارگانیسم تعریف کرد، که معمولا با بی حرکتی و با بالا رفتن قابل توجه آستانه واکنش به محرک های خارجی در مقایسه با حالات بیداری مشخص میشود. همچنین خواب تکرار یک حالت سلامت است و در این حال مغز به پاسخ های درونی و پنهانی خود که زیر بنای چیزی که به آن ادراک جهان خارج میگویند، ادامه نمیدهد.11
خواب طبیعی در انسان در اثر خستگی عضلانی و یا دماغی حادث میشود و امری طبیعی و فطریست، که در وجود هر انسانی نهفته بوده و گریزی از آن نیست و کسی نمیتواند به مخالفت با آن برخیزد. حالت یا وضعیتی که به صورت خواسته یا ناخواسته بر بدن غالب میشود و فعل و انفعالات ذهنی و قدرت و تفکر وتصمیم گیری را برای مدت معین متوقف مینماید.این امر به علت ساختار شبکه ای مغز بوده که قادر نیست، به اندازه کافی تکانه های عصبی فعال کننده را به قشر مخ بفرستد، بنابراین سبب از دست رفتن هوشیاری انسان ‌می گردد.12
البته نا هوشیاری و نا خود اگاهی کامل هم درست نیست، زیرا لااقل در طول قسمتی از خواب انسان هوشیار است، نه هوشیاری کامل از جهان خارج، بلکه هوشیاری از یک دنیای درونی یا یک عالم رویایی.
پژوهش های علمی که در پی کشف نوار مغزی در سال 1929 توسط برگر اغاز گردید، ثابت نمود، خواب در انسان از دو حالت فیزیولوژیک متفاوت تشکیل شده است:
1)حرکات سریع چشم(REM) که معمولا اغلب رویا ها در آن روی میدهد.
2)خواب غیر(REM)یا حرکت غیر سریع چشم13
بهترین تحقیقات در مورد خواب انسان در آزمایشگاه انجام میگیرد که در آن با چسباندن الکترود هایی بر روی جمجمه خواب رونده، برای ثبت و کنترل موج نگار مغزی(EEG) یا الکترو آنسفالوگ برای الکتروفیزیولوژیایی آماده میکند.الکترو آنسفالوگ یا EEG یکی از ابزارهای اصلی مورد استفاده برای تحقیق درباره مراحل خواب است.EEG فعالیت الکتریکی مغز را که به صورت امواج مغزی آشکار میشود، اندازه میگیرد.14
مراحل خواب : خواب دارای پنج مرحله است، چهار مرحله خواب بدون REM (حرکات سریع چشمی) ویک مرحله با REM (حرکات سریع چشمی).
مرحله یک-وقتی ما به مرحله اول خواب وارد میشویم، در این دوره تصاویر توهمی کوتاهی میبینیم که به تصاویر رویا شباهت دارند و مثل یک عکس روشن هستند.این تصاویر احتمالا مربوط به خلاقیت ما میباشند.مرحله اول خواب سبکترین مرحله خواب است.
مرحله دو-این مرحله از خواب بعد از 30-40 دقیقه اتفاق میافتد. در این مرحله هنوز میشود به سادگی و بدون احساس گیجی از خواب بیدار شد.
مرحله سه-مرحله موج آهسته که تقریبا پانزده دقیقه بعد از مرحله دوم اتفاق میافتد. در این مرحله فشار خون کم میشود و امکان دارد شخص در خواب صحبت کند یا راه برود.
مرحله چهار- خواب عمیق با موج آهسته. این مرحله عمیق ترین مرحله خواب را تشکیل میدهد. در این حالت از خواب بیدار کردن شخص خیلی سخت است و در صورت بیداری احساس گیجی ایجاد میشود.
مرحله پنج –که تقریبا نیم ساعت پس از خواب عمیق در مرحله چهار ما مسیر بازگشت را پیش میگیریم، و دوباره هریک از مراحل را پشت سر میگذاریم تا به مرحله ای برسیم که آن را خواب REM مینامیم. منظور از REM حرکات سریع چشمی است که از زیر پلکها قابل رویت است و شاخص این دوره به حساب میاید.15
شخص خواب، پس از عبور از مراحل یک تا چهار خواب حرکت غیر سریع چشم به سمت بیداری میرود، اما به جای ورود مجدد به مرحله یک وارد مرحله جدیدی میشود که شکل متفاوتی از خواب به نام خواب حرکت سریع است.
خواب حرکت غیر سریع چشم، خواب آرام هم نامیده میشود. زیرا به طور معمول کارکردهای فیزیولوژیکی در طی این دوره خواب خیلی کند شده و فعالیت شناختی به حداقل میرسد. اما گذر از یک مرحله خواب به مرحله دیگر، همراه با حرکات بدنی متناوب است. بدین دلیل خواب حرکت غیر سریع چشم، تحت عنوان مغز خواب در چشم متحرک وصف میشود. برعکس خواب حرکت سریع چشم، تحت عنوان خواب متناقض، فعال، یا سریع توصیف میشود.
سنجش چندنگاری ضمن خواب حرکت سریع چشم، الگوهای بی نظمی را نشان میدهند که گاهی شبیه الگوهای حالت بیداریست. به خاطر همین خصوصیات خواب حرکت سریع چشم را اصطلاحا خواب متناقض نیز مینامند.
مراحل سه و چهار عمیق ترین قسمت خواب محسوب میشود، در برخی از افراد، آشفتگی ضمن بیدار شدن از مراحل سه و چهار مسائل خاصی را به وجود‌می آورد که میتوان به وحشت شبانه، شب ادراری و خوابگردی اشاره نمود.
بند دوم-مقایسه خواب با اغما و بیهوشی و مستی
کما:کما حالتی از ناهشیاری است که طی آن فرد با دردناک ترین محرک های فیزیکی هم به هوش نیاید وآن حالت تا مدتی پایدار بماند، که معمولا با فقدان آگاهی از محیط همراه است. مهمترین علامت مشخصه کما، ناتوانی در هوشیار شدن است یعنی خود فرد نمیتواند توسط محرکها هوشیاریش را بدست آورد. البته علامت های دیگری هم وجود دارند که از میان آنها میتوان به نبود خودآگاهی، فقدان چرخه خواب و بیداری، نداشتن حرکت هدفمند و نداشتن کنترل بر روی تنفس اشاره کرد. اغماء به معنای عدم شناسایی خود و محیط اطراف خود، حتی پاسخ به تحرکات خارجیاست.16
اعتقاد عامه مردم بر این است که وقتی شخصی به کما میرود به این معنی است که فرد در خواب عمیقی فرو رفته، که این اعتقاد به طور کامل درست نیست. درجه های کما توسط هوشیاری شخص به محرک های خارجی، تعیین میگردد. در بسیاری از موارد اشخاصی که در کما به سر میبرند، دریافت هایی از محیط دارند. مثلا ممکن است حرکت های جزئی از خود بروز دهند یا نسبت به محرک ها پاسخ دهند و در بعضی موارد نیز ممکن است شخص به کما رفته عکس العمل های شخص هوشیار را از خود بروز دهد.17
بیماری که ظاهری خوابالود داشته ولی نسبت به تحرکات خارجی بی پاسخ است و نمیتوان او را بیدا رنمود، یک بیماری اغمایی محسوب میگردد.
حالت اغماء به دنبال از کار افتادن دو طرف قشر خاکستری مغز حادث میگردد. از عللی که به دو نیمکره مغز اسیب‌می رساند ، میتوان به ضربه های مغزی، خفگی با گاز دی اکسید کربن و گاز زغال، مننژیت، نرسیدن اکسیژن کافی به مغز ناشی از ایست قلبی یا دار زدن ، دیابت و تومور های مغزی اشاره کرد.18
در اغماء شخص دچار بیهوشی عمیق است و زندگی او نباتی است. بیمار اغمائی زمان، مکان و اطرافیان خود را نمی شناسد و نمی تواند ارتباطی با دیگران و دنیای خارج برقرار نماید.گردش خون ، تنفس، دفع ادرار و مدفوع و ترشحات او معمولا طبیعی است و او با کمک های طبی و تجهیزات پزشکی ، مانند رساندن غذا و مایعات از راه سرم و دارو و اکسیژن درمانی به زندگی خویش ادامه میدهد. در حالت اغماء اگر سلول های مغز صدمه ندیده باشد، امکان دارد بیمار با درمان به سوی زندگی باز گردد و به حالت نیمه اغماء در اید. در این وضعیت، او به اهستگی به انچه در اطراف او میگذرد، واقف میگردد و در برابر تحریکات بینایی و شنوایی واکنش نشان میدهد و به تدریج از چنگ بیهوشی نجات‌می یابد.19
بنابراین با نظر به مباحث قبل باید گفت که کما با خواب طبیعی متفاوت است. خواب یک حالت ناخودآگاهی است.حالتی است، که در آن قوه خودآگاهی شخص کامل نیست، اما میتوان با تحریکات حسی مناسب، آن را به بیداری تبدیل کرد.در حالیکه کما، یک حالت ناخودآگاهی است که شخص را نمیتوان از آن با وارد کردن محرک نیز خارج نمود.
بیهوشی:دستیابی به عدم هوشیاری، بی دردی و بی حرکتی با کمک دارو، بیهوشی نامیده میشود. با توجه به نوع عمل جراحی یا آزمایشی که باید انجام شود انواع مختلف بیهوشی به کار برده میشود. انتخاب روش بیهوشی به سن کودک، نوع عمل جراحی و همچنین وضعیت سلامتی بیمار بستگی دارد. پزشک متخصص بیهوشی مسئول این تصمیمگیری است این کلمه دارای ریشه یونانی بوده و به معنی “فقدان ادراک” یا “عدم حساسیت” است. بیهوشی نیز نوعی شلی عضلات بدن است ، که با خواب و بیداری همراه میباشد.20
بطور کلی انواع بیهوشی عبارت اند از: بیهوشی عمومی، بیهوشی منطقه ای، بیهوشی موضعی. بیهوشی، حاصل تجویز دارو های متعدد، جهت ایجاد بی دردی ، فراموشی، عدم هوشیاری ، از بین رفتن رفلکس ها و شل شدگی عضلات‌می باشد. بیهوشی‌می بایست، توسط یک متخصص بیهوشی که اگاهی کامل به سیستم های بدن و داروهای مختلف را دارد، صورت پذیرد. عوامل مختلفی مانند سن، جنس، وزن و بیماری های زمینه ای میتوانند روند بیهوشی را متاثر سازند. القاء بیهوشی توسط دارو های داخل وریدی صورت میگیرد و بعد از اینکه هوشیاری بیمار از بین رفت و عضلات تنفسی شل گردید، تنفس بیمار از طریق لوله ای که در تراشه وی قرار داده شده است به دستگاه تنفس مصنوعی منتقل ‌می گردد. یک متخصص بیهوشی علاوه بر ایجاد حالات فوق وظیفه نظارت دقیق بر میزان تجویز دارو ها و حفظ کارکرد طبیعی ارگان های بدن در حین بیهوشی را نیز دارد، تا اثرات سوء دارو ها را به حداقل رسانده و بیهوشی را تا پایان اداره نماید. تحقیقات نشان‌می دهد، هیچ داروی بیهوشی به تنهایی نمیتواند تمام خواسته های مورد نظر یک متخصص بیهوشی را برای ایجاد یک بیهوشی مناسب، تامین کند، اما ترکیبی از دارو ها به همراه هم خواهند توانست، بیهوشی متعادل و مطلوبی را فراهم کنند.21
به عقیده متخصصان بیهوشی در شرایط بیهوشی عمومی عناصر هوشیاری ناپدید میشوند وبیماران احساس درد، آگاهی، خاطره و قدرت تحرک خود را از دست میدهند. بنابراین میتوان گفت، بیهوشی با خواب متفاوت است، چرا که زمانیکه ما در خواب هستیم نیز، بدن ما به محرک های بیرونی وارده واکنش نشان میدهند مثلا اگر سردمان شود، ان را احساس‌می کنیم و از خواب بیدار میشویم ، اما در بیهوشی اگر حتی عضوی از بدن را برش دهند و به عمق اعصاب شخص بروند، دردی احساس نخواهد شد.22
مستی:الکل، اولین مادة شیمیایی و شایع‌ترین ماده‌ای است که بر رفتار ذهنی و فیزیکی افراد اثر می‌گذارد. مصرف الکل در فرهنگ های مختلف معانی مختلفی دارد. مستی درلغت، به حالتی اطلاق میشود که، از خوردن شراب و دیگر مسکرات در انسان پدید‌می اید. به تعبیر دیگر، مستی به تغییرات بدن و ذهن همراه با کاهش دقت و حساسیت حواس که در نتیجه‌ی استفاده‌ی کافی از مواد الکلی پدید‌می آید، اطلاق میشود.23
بطور متوسط يك انسان معمولي قادر است 15 ميلي ليـتـر الـكل را در طـي يـك ساعت دفع كند ميزان غلظت الكل خون و اثرات آن با اندازه گيري ميزان الكل موجود در خون فرد ميتوان تعيين كـرد چه ميزان فرد تحت تاثير الكل مي باشـد.24 در زيــر حالات ايجاد شده در فرد بر اساس ميزان درصد الكل درون خون بيان گرديده است:
مرحله نشاط آور (%0.12-0.03): افزايش اعتماد بنفس و شجاعت فرد، فرد پر حرف تر و اجتماعي تر مي شـود، دقـتـش كـاهش مـي يـابد، چـهره افـروخته، قضاوتش مختل مي گردد، معمولا اولين جمله اي كه به ذهنش ميـرسـد را بـيان ميكند، در حركات ظريف مانند نوشتن دچار مشكل مي شود.
مـرحله برانگيختگي (%0.25-0.09): خـواب آلـوده، در درك و بـخـاطـــر آوردن موضوعات گذشته دچار مشكل مي گردد، واكـنش وي در بـرابـر مـحركات كاهش مي يابد، حركات بدن ناهماهنگ مي شـود، بـيـنايـي مخـتـل مـي شــود و حـس چشايي و شنوايي كاهش مي يابد.
مرحله سرگشتگي (%0.30-0.18): فرد گيج و مـبهوت است، شـايـد نـدانـد كجاست و مشغول چه كاريست، سرگيجه دارد و تلوتلو مي خـورد، بـيـش از حد احـساساتي، خشن و يـا مـهربان مـي گـردد، خـواب آلـوده اسـت و درد را ديـرتـر احسـاس ميكند، حركات ناهماهنگ است، قادر به گرفتن شيئ كه به سـمتـش پرتاب ميگردد نيست.
مرحله بهت (%0.4-0.25): قادر به حركت نيست، به محـركات واكنش نشان نمي دهد، قادر به نشستن و ايستادن نيست، استفراغ مي كند، مـمكن است بيهوش گردد. مرحله كما (%0.50-0.35): فرد بيهوش است، احساس شديد سرما، تنفس كم عمق و آهسته ميگردد، ضربان قلب كاهش مي يابد، امكان مرگ وجود دارد.
مرحله مرگ: ميزان 0.50 درصد و يا بيشتر الكل در خون سبب مرگ ميگردد.25
زمانی که فرد الکل مصرف میکند، ارتـباطهاي بين سلولهاي عصبي تداخل كرده و فــعـالـيـت گـذرگاه هاي مـحـرك عـصبـي را ســركـوب و گـذرگاه هـاي بازدارنده عصبي را افزايش مي دهـد. در كـل يك سركوبگر دستگاه عصبي مي باشد.جـريـان خـون ســطحي افزايش يافته كه موجب تعريق بدن ميـشود امـا جريان خون عضلاني را كاهش داده و موجب درد عضلاني ميـگردد.26
در مستی، كنترل رفتاري كاهش يافـتـه و مـمـكن اسـت فرد دست به عملي زده و يا حرفي بزند كه بعدا پشيمان گردد.تـعادل بدن كاهش و قوه تشخيص فرد كاهش مي يابد، واصولا در چنین شرایطی واکنش بدن به محرکات کندتر میشود.
مستی حالتی است که در اثر نوشیدن مسکر مانند: شراب وخمر در انسان پدید‌می آید. بنابراین، مستی وضعیت ناپایدار و غیر عادی است، که تحت تاثیر استعمال مواد الکلی یا مخدرهای قوی ایجاد میگردد و عمدتا با سرخوشی و شادمانی کاذب همراه است.مستی برعقل و دستگاه عصبی تاثیر مستقیم دارد، به گونه ای که قدرت تفکر وتشخیص وادراک را کم و بیش از انسان سلب مینماید. علی رغم وجود ضعف بر اراده و سستی در اعضای بدن، انسان مست احساس قدرت و نیرو میکند. در چنین حالتی نظم کلامی شخص دچار اختلال شده و او راز نهانش را آشکار میسازد.27
تاثیر الکل بر سیستم عصبی اثری مهاری است. آثار تحریکی که به دلیل کاهش آثار بازدارنده‌ی قشر مغز صورت میگیرد. الکل در غلظت پایین بر روی مراکز بالای مغز تاثیر گذاشته و در غلظت بالا با تاثیر روی مراکز پایین تر مغز، خطر توقف فعالیت مراکز کنترل کننده قلب و تنفس در ساقه مغز و نهایتا وقوع مرگ را به دنبال خواهد داشت.28
آنچه از مستی در حقوق کیفری مهم جلوه مینماید، تاثیر آن بر اراده و اختیار انسان است.کسی که بواسطه‌ی مصرف مشروبات الکلی و سکرآور قوه دماغی خود را از دست داده و از حالت طبیعی خارج میشود، مسلوب الاراده است.29
حالتی شبیه به خواب، که در آن مغز انسان به پاسخ های درونی وپنهانی خود که زیر بنای چیزی که به آن ادراک جهان خارج میگویند، ادامه نمیدهد. البته مستی، خواب نیست و ملحق به آن نیز نمی گردد. خواب عارضه ای است که، به صورت منظم، تکرار شونده و به آسانی برگشت پذیر در انسان به صورت طبیعی پدیدار میگردد. معمولا با بی حرکتی و بالا رفتن قابل توجه آستانه واکنش به محرک‌های خارجی در مقایسه با حالات بیداری مشخص می‌شود.30
بنابراین حالت اغماء که زندگی شخص حالت نباتی داشته و فرد زمان، ‌مکان و اطرافیان خود را نمی‌شناسد و نمی‌تواند ارتباطی با دیگران و دنیای خارج برقرار کند، و همچنین بیهوشی که با از دست دادن کامل هوشیاری همراه است و انسان، اراده، قصد و اختیاری برای ارتکاب عمل یا ترک فعل ندارد، و همچنین مستی که در آن انسان با مصرف مشروبات الکلی به صورت ارادی و به دنبال تأثیر الکل، توان کنترل خود بر اعمال خویش را از دست می‌دهد و زوال نیروی آگاهی و اراده را به دنبال دارد، خواب نیست و ارتباطی به آن ندارد.
گفتار دوم – خواب مصنوعی31
تاریخچه کاربرد خواب مصنوعی به زمان رهبران مذهبی، پزشک های جادوگر، حکیم ها باز میگردد. طالع بین های مصر و یونان باستان برای اجرای درمان های کوناکون وارد حالت خلسه‌می شدند. پارسلسوس (1493-1541) تاثیر شفابخش اجرام آسمانی و آهن ربا را توضیح داد. درسال 1840 جیمز برد32 نخستین بار اصطلاح هیپنوز – واژه‌ای یونانی به معنی خواب – را برای اطلاق بر آنچه به گمان او حالت خاصی از خواب بود، ‌به کار برد.
خواب هیپنوز که بوسیله هیپنوتیزم ایجاد می‌شود، حالتی است که ذهن نقاد و پرخاشگر به کنار گذاشته شده و در این شرایط، افکار و تلقینات لازم به سوژه داده می‌شود. یعنی آگاهی محدود شده سوژه به کمک هیپنوتیزم کننده اظهار می‌شود.
در حالت هیپنوز قبل از همه چشم تحت تاثیر قرار می‌گیرد. سپس تمام عضلات بی حال شده و موج سستی و بیحالی تمام وجود سوژه را فرا می‌گیرد. در این حالت عامل باید محیط را برای احتمال افتادن سوژه آماده کرده باشد. در حالت هیپنوز تمام بدن به حالت سستی و خواب رفتگی قرار گرفته، حالتی شبیه به بیهوشی و بی حسی تمام قسمت‌های بدن را کلی یا جزیی در بر می‌گیرد. ضمن اینکه حالتهای دیگری مانند فراموشی جزئی و موقت، درگیری با توهم و خیالات مثبت و منفی، همچنین انتقال کامل احساس به مکانی دور (تخلیه قالب) در او پیدا می‌شود.خواب مصنوعی ناشی از هیپنوتیزم اگر چه به خواب عادی شباهت دارد، اما بسیار با آن متفاوت است.در خواب مصنوعی، شخص هم خواب است و هم بیدار، هم بطور مستقل فکر می‌کند و هم تحت تاثیر تلقینات عامل قرار دارد.حال آنکه در خواب معمولی چنین نیست.33
بند اول – تعریف خواب مصنوعی و انواع آن
هیپنوتیزم علمی و عملی از حدود دو قرن اخیر کشف گردیده است، نظریات متفاوتی از ماهیت هیپنوتیزم و نحوه پیدایش آن به توسط متخصصین ارائه شده که در بین انها نظریه پاولوف، یکی از علمی‌ترین نظریات در زمینه هیپنوتیزم است. براساس این نظریه حالت خواب در سراسر نیم کره‌های مغز منتشر می‌شود. این پدیده بطور ناگهانی صورت نمی‌گیرد و کانونهای فعال و بیدار در مغز باقی می‌مانند که باعث ایجاد حالتی بین خواب و بیداری می‌شود و همین نقاط بیدار است که ارتباطی بین فرد و هیپنوتیزم کننده ایجاد می‌کند. در این نظریه شخص هیپنوتیزم شونده مانند کسی است که بطور طبیعی به خواب رفته ولی به دلیل وجود نقاط بیدار در مغز، سخنان عامل را می‌فهمد و نسبت به تحریکات و جریانات خارجی، بی توجه است.
خواب مصنوعی یا همان هیپنوتیزم، ‌نوعی از خواب بودن در عین بیداری است. در زبان فارسی، در متون عمیق و ریشه دار عرفانی، اصطلاحات فراوانی مانند: شوریدگی، سرمستی، خلسه، اشراق، شور، جذبه هم معنا با هیپنوتیزم به چشم می‌خورد.34
در علم، هیپنوتیزم شاخه‌ای از روانشناسی است، که در آن به وسیله‌ی تلقین، شخص از حالت هوشیاری خارج می‌شود و تحت تسلط شخص هیپنوتیزور در می‌آید. طریقه‌ای که به وسیله آن انسان می‌تواند، دیگری را به خواب مصنوعی یا مغناطیسی فرو برد.35 گاهی از اوقات هیپنوتیزم دردرمان بیماری‌ها و یا روان درمانی به کار گرفته می‌شود، که به آن هیپنوتراپی و یا هیپنوآنالیز اطلاق می‌شود و گاهی نیز شخص قادر است، این عمل را بر ری خود انجامدهد، که به آن اتو هیپنو یا سلف هیپنوتیزم می‌گویند.36
هیپنوتیزم یک حالت روان شناختی با نوعی توجه و آگاهی تغییر یافته است، که در آن شخص تلقین‌ها را می‌پذیرد.حالت یا وضعیتی که در آن فرد دچار تغییراتی در ادراک، حافظه یا خلق می‌شود و در نتیجه می‌تواند به تلقینات مناسب واکنش نشان دهد. مشخصه ذاتی خوابواره همین تغییر تجربی درون ذهنی انسان است.37
هیپنوتیزم حالتی از تغییر طبیعی ذهن است که با تغییر در درک، تصویر سازی، تلقین پذیری و تمرکز همراه‌می باشد. آدمی در شرایطی خاص خودبخود این حالت تغییر ذهنی را‌می تواند تجربه کند.وقتی آنچنان محو تماشای تصویری‌می شوید که از اطرافتان غافل‌می گردید، وقتی شنیدن نوای موسیقی دلخواهتان باعث میگردد که متوجۀ وقایعی که در اطرافتان‌می گذرد نمی شوید و حالاتی اینچنینی، درواقع تجربۀ هیپنوتیزم خودبخودی هستند.
در هیپنوتیزم شخص تحت تاثیر هیپنوتیزور، آن گونه که او می‌خواهد، خواب می‌بیند، احساس می‌کند و حتی گاهی بر خلاف خواست قلبی‌اش اعمالی را انجام می‌دهد. مناطقی که بر اثر تلقین تحریک می‌شود، ‌با مناطق تحریک شده هنگام هیپنوتیزم متفاوت است. در طی این فرآیند، شخص هیپنوتیزور قادر است هر آنچه در نظر دارد به شخص هیپنوتیزم شده القاء کند، زیرا در این حالت تلقینات هیپنوتیزور بجای حواس بدن عمل می‌کند و ضمیر ناخودآگاه انسان را تحت کنترل خویش قرار می‌دهد.در برابر تلقینهای مستقیم، بسیاری از افراد هیپنوتیزم شده حرکات غیر ارادی نشان می‌دهند. گاهی نیز تلقین مستقیم می‌تواند، انجام حرکتی را بازداری کند.38
اما، هیپنوتیزم موجب تسلط کامل دیگری بر فرد نمی‌شود٬ بلکه او با ضمیر ناخودآگاه و آدمی به مکالمه و القای تلقینات می‌پردازد. هیپنوتیزور نمی‌تواند هر آنچه دوست داشت به سوژه تلقین کند٬ چرا که هیپنوتیزم یک امر خارق العاده نیست و کارایی عجیب و غریبی نداردواگر هم آثار غریبی داشته باشد، در عده‌ی کمی قابل مشاهده بوده و همیشه قابل تکرار و تایید نیست. لذا از منظر علوم رسمی، پاره‌ای غرایب مشاهده شده در هیپنوتیزم قابل اعتبار و برداشت کلی نمی‌باشد.39
از همان بدو تاریخ، در مراسمات مذهبی و در کارهای ماوراء الطبیعه و در بسیاری از نظریه‌های غلط جادوگری از فنون اصلی هیپنوتیزم استفاده می‌گردید. هم اکنون نیز هیپنوتیزم در روانشناسی و طبابت عمل مشروعی است؛ هر چند ابهامات زیادی در مورد آن وجود دارد که باید فهمیده شود.40
کسانی که از خواب هیپنوتیزمی بیدار می‌شوند، ممکن است در برابر علامتی که قبلاً هیپنوتیزم کننده تعیین کرده، پاسخ حرکتی معینی نشان دهند. این پاسخ را پاسخ پس هیپنوتیزمی می‌نامند. با تلقیین هیپنوتیزم کننده، شخص ممکن است، وقایعی را که در طول هیپنوتیزم روی داده فراموش کند و در عین حال با ظهور علامتی از ناحیه هیپنوتیزور آن را به خاطر آورد. این فراموشی را یاد زدودگی پس هیپنوتیزمی نامیده‌اند.41
بند دوم – ماهیت خواب مصنوعی
به طور کلی براي رساندن فرد به حالت خواب مصنوعی، هيپنوتيزم کننده فرد را وادار به تمرکز بر صداي خود و يا يک شيء مي کند. چيزي که در مرحله بعد رخ مي دهد اين است که ذهن آگاه و هوشيار فرد فعاليتش در روند تفکر کاهش مي يابد٬ زيرا عميقا آرامش ذهن پيدا کرده است. اين موضوع سبب مي شود ذهن ناخوداگاه وی در دسترس او قرار گيرد. هنگامي که فرد هيپنوتيزم مي شود، بيشتر مستعد پذيرش تلقينات در خصوص اين که چگونه احساس کرده، رفتار نموده و اندیشیده، خواهد شد. زماني که فرد هيپنوتيزم کننده با هیپنوتیزم شده سخن مي گويد، ذهن ناخوداگاه او با مقاومت کمتري تلقينات را مي پذيرد. اين دقيقا مانند حالتي است که فرد هيپنوتيزم کننده مستقيما با شخص تصميم گيرنده در اداره و به عنوان يک کارمند جزء صحبت مي کند.
در خصوص ماهیت هیپنوتیزم بین روانشناسان اختلافاتی وجود دارد و تا کنون نظریات متفاوتی در این زمینه اظهار گردیده است:
1)گروهی معتقدند هر فردی قابلیت هیپنوتیزم شدن را نداشته، بلکه تنها اشخاصی این قابلیت را دارند که از تحریک پذیری بالایی برخوردار باشند.
2) اما گروه دوم معتقدند که تمامی افراد قابلیت هیپنوتیزم شدن را داشته و حتی افرادی که تحریک پذیری پایینی دارند نیز قابل هیپنوتیزم شدن می‌باشند.42
اما آنچه که مورد اتفاق اکثریت روانشناسان است اینکه، از نقطه نظر تئوري، هيپنوتيزم بر همه افراد قابل انجام است ولی با اين وجود استثناهايي نیز وجود دارند. متخصصين کشف کرده اند که هيپنوتيزم کودکان خردسال، افراد مست و اشخاص داراي بهره هوشي بسيار پايين، عملا غير ممکن است. مضاف بر اين که ناتواني در تمرکز کامل مي تواند هيپنوتيزم شدن را براي فرد غير ميسر سازد. براي هيپنوتيزم شدن سه پيش نياز اساسي وجود دارد:
– فردی که قرار است هیپنوتیزم شود٬ بايد خواهان و راغب به هيپنوتيزم



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید